بابا صفرى
101
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
و گوسفند ، ميساختند و پس از آنكه آنها را در كورههاى مخصوص مىپختند با رنگهاى سفيد ، قرمز ، زرد و الوان گوناگون ديگر ، بطور زيبا و دلنشينى رنگ ميكردند . برخى از آنها از لحاظ هنر بسيار با ارزش بود و بقيمتهاى بالنسبه زيادى فروخته ميشد . دو پاى عقب توتك غالبا بهم چسبيده و به شكل « سوتك » در ميآمد و براى بچهها سوت زدن با آنها نشاطانگيز بود « 1 » . دلكه ظرف استوانه شكل و تقريبا گلدان مانند كوچكى بود و دو دسته و پايهء زيبائى داشت و كمرش هم اندكى تنگتر از طرفين آن ساخته ميشد و ارتفاعش گاهى تا يك وجب ( 20 سانتىمتر ) ميرسيد . آن را نيز مانند توتك از گل ميساختند و پس از پختن به شكل جالبى رنگ ميزدند و با رنگهاى گوناگون گل و بوتههاى زيبائى در سطح خارجى آن نقاشى ميكردند . توتك را غالبا پدران و مادران براى بچههاى خود ميخريدند ولى دلكه را بيشتر نزديكان ديگر در چهارشنبهسورى به بچهها هديه ميدادند . بدينمعنى كه روز چهارشنبهء آخر سال ، وقتى بچهها بديدار عمه و خاله و خواهرانى كه در خانهء شوهر بودند ميرفتند بدريافت يك دلكه ، كه توى آن نيز پر از نقل و خشكبار و تخممرغ رنگ كرده و گاهى مبلغى پول خرد بود ، نايل ميگشتند . يكى از مراسم زيباى اردبيل ، در ايام نوروز ، فرستادن شام براى ارحام بود كه امروز متروك گشته و جز بندرت ديده نميشود . اين شام كه در اصطلاح محلى بدان « بايرام پايى » ، يعنى سهم و حصهء عيد ، ميگفتند همواره از طرف كسان دخترى ، كه بعروسى بخانهء شوهر رفته بود ، فرستاده ميشد و اختصاص بيك سال و دو سال نداشت بلكه هرقدر آن دختر و خانوادهء پدرى او در قيد حيات بودند و استطاعت مالى داشتند اين رسم حفظ ميشد و قطع آن بديمن و بدشكون تعبير ميگرديد . سابقهء تاريخى اين رسم معلوم نيست ولى ميتوان علت آن را چنين تعبير نمود كه در قديم مصرف برنج ، يعنى پختن پلو ، در اين شهر خيلى معمول نبوده و روزى عمومى را گندم تشكيل ميداد و از اينجهة برنج در اين منطقه كمياب و پلو نيز يكنوع غذاى اعيانى محسوب ميگشت . ايام عيد چون بهترين روزهاى مردم بود از اينرو
--> ( 1 ) - شايد لفظ توتك در ابتدا سوتك بوده است كه تحريف گشته و بدان شكل درآمده است .