بابا صفرى
92
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
كند . مؤذن از خواب بيدار شد ولى بتصور آنكه رؤياى صادقه نيست سر ببالين نهاد و بخواب رفت . بار ديگر پير را در خواب ديد و تأكيد او را دريافت و از خواب پريد . ليكن بفكر آنكه خواب رحمانى نيست دوباره خوابيد . براى سومين بار پير بخواب وى آمد و از اينكه او در پذيرائى از ميهمان قصور مينمايد ويرا مورد عتاب قرار داد . مؤذن در مقابل اصرار پير عذر آورد و گفت كه چيزى ندارد تا از مهمان با آن پذيرائى كند . شيخ در جواب بعسل و كرهاى كه وى در صندوقچه داشت اشاره كرد . مؤذن از خانه بدرآمد و به مسجد درآمد ولى با اكراه . چون هوا تاريك و سرد بود از مهمان عذر خواست كه چيزى ندارد تا از وى پذيرائى كند اما شيخ بگفتهء پير در باب عسل و كره اشاره كرد و مؤذن از گفتهء خود شرمنده گرديد . « 1 » ما دربارهء شناسائى اين مشايخ طريقت ، كه صوفيان عهد شيخ صفى الدين از آنها ببزرگوارى ياد ميكنند ، تلاش زيادى كرديم و از بعضى از همشهريان خود ، كه در سلسلههاى گوناگون عرفان و تصوفند ، پرسوجوها نموديم ولى اطلاعاتى كه بتوان آنها را با مستندات تاريخى در اين كتاب آورد بدست نياورديم و از حالات اقطاب ديگرى مثل پير « گنجه بگول » ، « پير مينديشين » ، « پير احمد » ، « شيخ مجد الدين كاكلى » كه همدرس و بحث شيخ عطار بوده است و . . . دهها تن از بزرگان عرفان و مردان حق ، كه فقط نامى از آنان در صفوة الصفا باقى است ، آگاهى نيافتيم و چنان كه گفتيم حتى تاريخ حيات و مرگ آنها را نيز ندانستيم . در مورد بعضى نيز كه اطلاعاتى بدست آورديم باختلافات فاحشى دربارهء آنها برخورديم . مثل شيخ ابو ذرعهء اردبيلى كه از عرفاى معروف قرن چهارم و دههء اول قرن پنجم هجرى بود و قاضى ابو سعيد صاحب كتاب الانساب ضمن اشاره ببعضى از بزرگان اردبيل دربارهء او مينويسد « منهم ابو ذرعه عبد الوهاب بن محمد بن ايوب اردبيلى كان شيخا زاهدا مات بفارس يوم الاحد الخامس من رجب سنهء 415 » « 2 » . در حالى كه گفتهء قاضى ابو سعيد با نوشتهء حدائق -
--> ( 1 ) - اقتباس از مقالات صفوة الصفا . چاپ سنگى . بمبئى . به خط مرحوم ميرزا احمد تبريزى . 1329 قمرى . ( اين داستان بعنوان نمونهاى از گفتار پيشينيان نقل شد ) . ( 2 ) - خود قاضى ابى سعيد بسال 506 هجرى در مرو متولد گشته و در سال 562 در همان شهر درگذشته است و كتاب الانساب وى كه در سال 1912 ميلادى در بيروت چاپ شده در شرح حال علماء و بزرگان اسلام است و از اين حيث يكى از مدارك قابل توجه تا قرن ششم هجرى مىباشد .