ميرزا احمد ميرزا خداوردى
76
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
پرزورى باريده بود . خلاصه سارومايور با سالداتهاى خودش از راه گامشوان آمده ، رفت به لنكران و چقدر قشون قاجار از قلعه بر او تفنگ انداختند ، سارومايور هيچ پروايى ننمود ، رفت چادر خود را در پيش مسجد مشهور به مسجد كربلايى خداويردى زد . حال التحرير سنه 1299 همان مسجد خراب و منهدم گشته و در جاى او مشهدى فرج ، داماد حاجى احمد ، خانه ساخته ، نشسته است . در حقيقت عمارت خوبى است . و [ مايور ] مير مصطفى خان را در پيش خود طلبيده به او گفت : توقع داريم شش هفت نردبان مقرر فرموده كه بسازند تا اينكه اين قلعهء قاجار گرفته ، قلع و قمع « 1 » نمايم . مير مصطفى خان به طالشان حكم نمود بروند در بيشه چند عدد نردبان به زودى درست نمايند و قدر قد همان نردبانها [ را ] پرسيدند . سارومايور فرمود : قرار قدش را فردا خواهم گفت . خلاصه آن شب سارومايور خودش معه يك نفر سالدات رفته به حصار خندق قلعه رسن گرفته بود . فرداهى قرارش را اعلام كرد و لهذا نردبانها را همگى ترتيب داده ، آوردند به تحويل سارومايور دادند و سارومايور گفت : امشب قلعه را خواهم گرفت و با الفاظ تركى گفت : بوگجه قلعهنى دوتاجكم « 2 » . مير مصطفى خان به او فرمود : اللّه قويسه « 3 » . سارومايور تكرار نموده گفت : الله قويسهده دوتاجكم ، قويمسه ده دوتاجكم . « 4 » و به مير مصطفى خان گفت : با آدمهاى خود برويد از دور تماشا بكنيد كه من به شما احتياج ندارم « 5 » . اتفاقا آن روز از قلعه يك نفر خان بر سبيل ايلچىگرى آمده بود كه به اين مطلب بناى سازش شود ، « 6 » اما سارومايور راضى اين مدعا نشده ، به همان خان فرمود : شما امشب مرويد به ميان قلعه ، فقير هستيد ! كشته خواهيد شد كه همراه مير مصطفى خان برويد جان خود را به در بريد .
--> ( 1 ) . در نسخه « قم » . ( 2 ) . امشب قلعه را خواهم گرفت . ( 3 ) . اگر خدا بگذارد . ( 4 ) . اگر خدا بگذارد هم خواهم گرفت و اگر نگذارد هم خواهم گرفت . ( 5 ) . در نسخه « نداريم » . ( 6 ) . برعكس اين ادعا ، روسها با فرستادن پيكى ، در تسليم ايرانيان داخل قلعه پافشارى كردند كه صادق خان ، فرمانده قلعه ، نپذيرفت . ر . ك . به تالشان .