ميرزا احمد ميرزا خداوردى
77
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
خلاصه همان خان در خدمت مير مصطفى خان از آنجا آمدند به اين طرف رودخانه و بر محلهء سوخته مرداب ، اسبهاى خود را در آنجا گذاشتند ، پياده آمدند در پشت مسجد حاجى نوروز على ، در آنجا منزل گرفتند تا اينكه ببينند چطور سارومايور قلعه را مىگيرد . و به قرار دو ساعت و يا دو ساعت نيم به صبح مانده ، ملاحظه نموديم ديديم اروس به سر قلعه يرش بردند و قلعه كيان هم خبردار گشته ، بناى دعوا كردند . همين كه ديديم دو عدد مشعل قلعه كيان از قلعه بيرون آوردند و در بيرون قلعه نصب كردند كه قشون روسيه ديده شود و آنها را بكشند ، اما در يك طرفة العين ، سالداتهاى سارومايور همان مشعلها را از بيرون حصار كنده ، به ميان قلعه انداختند و ميان قلعه چراغان « 1 » گشت ؛ يا على على از قلعه كيان بلند گرديد و از سالداتهاى مزبور هم هوراى هوراى به آسمان بلند گشت . ديديم « 2 » سالداتها از نردبانها به بالا مىروند ، اما سربازها سر ايشان را با قمه و شمشير مىزنند « 3 » [ و ] به زير مىاندازند ، باز هم سالداتها هوراى مىكشند ، باز هم به نردبانها مىروند . به قرار دو ساعت چنان دعوا فيما بين واقع شد ، ديديم از طرف مشرق ، دستهء گيلك خودشان را از قلعه به زير مىاندازند و سارومايور خودش در پيش سالداتها مىبود و در چهار جا زخم گلوله خورده بود ، باز هم به همان منوال خود را به بدن قلعه انداخته ، بالهبان « 4 » شكستى را در بغل خود درآورده ، خودش مىزد ، سالداتها شنيدند بالهبان روسيه در ميان قلعه مىزند ، هيچ وقت از گلوله و شمشير باك نكردند ؛ همگى خودشان را به ميان قلعه انداختند و قلعه را گرفته ، آتش زدند و قاجار همگى رو به هزيمت گذاشته ، فرار مىكردند و در ميان رودخانهء لنكران ، چنان آدم فرار مىكرد به مثل گلّهء گوسفندها . خانهخراب سارومايور حكم كرد دو عرّاده را به توپ سچمه انداختند ؛ آدم چنان قتل شد مثل گوسفند بخوابند « 5 » ، ديگر آب جارى نشد از كثرت نعش مسلمانان . به قرار يك ماه آب رودخانه پندام « 6 » كرده و مردم از سر نعشها عبور اين طرف و آن طرف [ مى ] كردند و بعد
--> ( 1 ) . در نسخه « چراغوان » . ( 2 ) . « از » شد . ( 3 ) . در نسخه « مىزند » . ( 4 ) . شيپور . ( 5 ) . قلعهء لنكران در اول ژانويهء 1813 به تصرف روسها درآمد . ( 6 ) . اصطلاح تالشى و گيلكى به معناى بالا آمدن و كند شدن جريان آب بر اثر موانعى كه در اينجا منظور مؤلف از