ميرزا احمد ميرزا خداوردى

55

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

آنها را همگى گرفته ، خانهء ايشان و منسوبان ايشان را تاخت « 1 » و تاراج كردند . به قرار يك ماه در محال كرگانرود و اسالم توقف و امر حكومت را جارى و در هر قريه كدخدايى به تازگى تعيين فرمود ، مراجعت لنكران نمود . اسارت و هدايت خان رشتى همين حركت را از قرا خان استماع نمود ، به فكر جمعيت افتاده و در آن اوان در محال ولكيج طايفهء صاحب ادعا « 2 » بودند و قرا خان با آنها متفق شده و سوگند ياد نمودند و قلعهء شندان « 3 » [ را ] براى خودشان سنگر تعيين نمودند و قبل از آمدن هدايت خان رشتى با قشون خود ، ايشان ذخيره و خوراك داشتند ؛ همگى را كشيده به قلعهء شندان [ بردند ] و در آنجا انبار زدند . وقتى كه قشون هدايت خان رشتى به ولايت كرگانرود رسيد ، آنچه اينها با يكديگر هم‌قسم بودند ، همگى كوج خودشان برداشته رفتند به قلعهء شيندان « 4 » . وقتى كه هدايت خان رشتى رسيد ، ديد اينها يعنى عبارت [ از ] قرا خان و مصطفى خان و مير عسكر بيگ و شاه‌پلنگ بيگ و از آن طرف هم محمد على بيگ و آقا غنى و آقا عبدل و سايرين اشخاص « 5 » كه با يكديگر هم‌قسم بودند ، همگى در قلعهء شيندان نشسته و قلعهء شيندان را مستحكم ساخته ، نشسته‌اند و چند دفعه بناى مجادله [ و ] دعوا كردند ، دست هدايت خان رشتى به جايى بند نشده و شكست يافت . آخرالامر بناى محاصره گذاشته ، دو سال قلعهء شيندان محاصره كرد ، در باب آذوقه ، قلعه كيان به تنگ آمده ، به ذروهء امان آمدند . چنان جوع و گرسنگى براى ايشان حاصل گشت ، عنقريب بود گوشت خودشان را بخورند . ناچار سر اطاعت به پاى قلعه امان درآوردند و شمشيرهاى خودشان به گردن آويخته ، آمدند به حضور هدايت خان رشتى و هدايت خان اول براى ايشان به كلام الهى قسم ياد نمود كه شما به اطاعت بياييد و من از تقصيرات شما در مىگذرم ، باز

--> ( 1 ) . در نسخه « تخت » . ( 2 ) . در نسخه « ادّاعا » . ( 3 ) . شيندان ، قلعه‌اى محكم و استراتژيكى در مسير آستارا به اردبيل . ر . ك به كتاب « تالشان » . ( 4 ) . ميرزا احمد به صورت شيندان نيز نوشته است . ( 5 ) . در نسخه « اشخاص‌هايى » .