ميرزا احمد ميرزا خداوردى

233

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

مىگذشتيم ، ديديم در حياط « 1 » خود مىگردد . همين‌كه ما را ديد و صدا زد گفت : ميرزا احمد به كجا مىرويد ؟ گفتيم : به لنكران . گفت : از اين راه بياييد « 2 » ، من ناهار نكرده‌ايم ، بيا [ با ] يكديگر ناهار بخوريم ، خيلى وقت است با يكديگر ناهار نخورده‌ايم . خلاصه من هم رفتم ناهار آوردند تناول نموديم و از حالات من استخبار نمود . من گزارش را بر او واضح كرديم . گفت : بسيار فكر خوبى كرده‌ايد ، البته الف البته برويد . در اين روزها احدى نيست براى او يك كاغذ بنويسد و نويسنده بر او بسيار لازم است . خلاصه او دلم بسيار قايم نمود . رفتيم به لنكران . در آن روزها برادرم ، ملا جعفر قلى ، در لنكران و در مدرسهء مسجد لنكران به طلابها درس مىگفت . رفتم به نزد او ، گزارش را به او بيان كرديم و او را بسيار مذمّت نموديم : شما در لنكران هستيد ، يك دفعه به نزد او نمىرويد . برادرم گفت : من چطور به نزد او برويم . قبل از اين يك دفعه به نزد او رفتيم ، ما را او بىحرمت كرد . من گفتيم : بىحرمت كردن او مگر به من عيب [ است ] اولا از آبا [ و ] اجداد به ما آقا مىباشند و علاوه آن مرد پير است ، بىحرمتى او در مادّهء ماها هيچ عيب نيست . برادرم گفت : من نمىتوانم بروم . اگر شما هنر داريد ، شما برويد . گفتيم : من مىروم ، ما را نخواهد كشت . خلاصه كفشهاى خودم را پوشيده ، عازم طرف در خانهء حاج مير عباس بگ شديم . همين كه به دروازهء او رسيديم ، آنچه خيانت بر او كرده بوديم ، همگى به خاطرم آمد . خوف كلى بر دلم راه يافت . ديدم استاد رضاى معمارباشى آفتابه به دست گرفته ، بيرون آمد . با من بسيار خوش‌زبانى كرد . من مطلب خودم را به او گفتيم . او گفت : مترس برو ، حاج مير عباس بيگ در اين طالار نشسته است . البته برو ، مترس ! خلاصه به اندرون رفتيم . ديديم در پيش پنجره نشسته است و يك نفر اسمش مشهدى عباس خان ترك كه از اهل قريهء لكه‌كران ، يعنى دختر « 3 » كربلايى گلى را تا حد تحمّل اختيار كرده بود ، در نظر او مانده كه از احوالات پسران مصطفى خان كه « 4 » جواد خان و آقا خان بوده باشند ، تقرير مىكند و همين‌كه من در حضور حاج مير عباس بگ آشكار شديم و اكرام كرديم كه ما را

--> ( 1 ) . در نسخه « حيات » . ( 2 ) . در نسخه « بيايد » . ( 3 ) . در نسخه « دوختر » . ( 4 ) . در نسخه « كدامانيكه » .