ميرزا احمد ميرزا خداوردى
17
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
حذف نموده و يا آن را به گونهاى تغيير داده كه از معنى اصلى آن بسيار دور شده است . براى نمونه : 1 . روى جلد كتاب به دنبال اسم نويسنده ، « ميرزا احمد ميرزا خداويردى » « اف » اضافه شده است . 2 . در صفحهء 43 نسخهء فارسى آمده كه مير مصطفى خان پس از مشاهدهء فرار روسها از برابر سپاه قاجار گفت : « اين سگها [ روسها ] را نگاه بكنيد كه حالا قشون ايشان [ قاجار ] نرسيده ، چطور مثل سگ فرار مىكنند » . « 1 » مرحوم حسين زاده در صفحهء 47 متن تركى چنين ترجمه كرده : « اينها را نگاه بكنيد كه حالا قشون ايشان نرسيده ، ببينيد چگونه فرار مىكنند » . « 2 » 4 . در صفحهء 55 نسخهء اصلى ، ميرزا احمد نوشته است : « مير مصطفى فرمود : اروس چه سگ است ؟ او را هم مثل قاجار همچون سگ مىدوانم [ بيرون مىكنم ] » . « 3 » مترجم در صفحهء 56 به جاى جمله نقطهچين گذاشته و جملهء بعدى را چنين ترجمه كرده است : « او را هم مثل قاجار بيرون مىكنم » . « 4 » 5 . در صفحهء 123 نسخهء فارسى آمده است : « روسها ترسيدند اگر اين طايفه [ تالشان ] با يكديگر متفق بشوند ، پادشاه مىشوند ، اما هميشهء اوقات در مقام نفاق مىباشند . . . . اين حرفها بر من غلط كلى است ، اما دلم سوخت ، دست از جانم كشيده مىگويم : چون كه مادر ايشان يك ارمنىزاده ، يك رعيتزاده است ، به همين دليل متحد نمىشوند . . . بارى زياد از اين جرأت ندارم » . « 5 » حسين زاده در صفحهء 109 بدين گونه خلاصه كرده : « اگر طايفهء مير حسن خان متحد شوند ، مير حسن خان پادشاه مىشد ، اما ميان آنها يك نفاق دائمى حكمفرما بود » . « 6 » 6 . در صفحهء 149 ميرزا احمد خطاب به پدرش ، ميرزا خداويردى ، مىگويد : « صدقم از طايفهء روسيه شوريده گرديد كه بسيار غمناك شديم . به پدرم عرض كردم : محض اينها [ روسها ] خانهء خودمان را خراب كرديم » . « 7 » على حسينزاده در صفحهء 134 قسمت دوم جمله را اين چنين
--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر نك : حسين احمدى ، پيشين . ( 2 ) . نك : ضميمهء شمارهء يك . ( 3 ) . نك : ضميمهء شمارهء دو . ( 4 ) . نك : ضميمهء شمارهء سه . ( 5 ) . نك : ضميمهء شمارهء چهار . ( 6 ) . نك : ضميمهء شمارهء پنج . ( 7 ) . نك : ضميمهء شمارهء شش .