ميرزا احمد ميرزا خداوردى

11

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

عباس ميرزا رفت تا با چانه‌زنى ، در تصميم عباس ميرزا تغييرى ايجاد كند ، اما چنين امرى به دليل تحكم روسها ، ممكن نشد ، پس وى به لنكران بازگشت . « 1 » دربارهء دوران كودكى نويسنده ، داده‌هاى كتاب بسيار ناچيز است . وى پسر دوم ميرزا خداوردى « 2 » است كه به دليل وزارت پدرش ، از هفت سالگى معلم سرخانه‌اى به نام قديمعلى و لله‌اى به نام جعفر داشته است و دو نفر نوكر هم در خدمت او بوده‌اند . وى يك بار در آستانهء جنگهاى دورهء دوم روس و ايران و بار ديگر پس از حادثهء قتل گريبايدوف نوشته است كه دوازده سال داشتم ، « 3 » اگر اين گفته درست باشد ، وى پس از جنگهاى دورهء اول روس و ايران و در حدود سال 1230 ق . متولد شده است . به هنگام زندانى بودن مير حسن خان در قلعهء نمين ، ميرزا احمد به ظاهر معلم سرخانهء يك دختر و دو پسر صفر على خان خلج ، حاكم جديد تالش جنوبى ، بود . « 4 » پس از فرار مير حسن خان به مازندران و پس از مدتى سرگردانى در روستاهاى اردبيل ، ميرزا احمد به اتفاق خانواده‌اش به قصد حضور در انزلى سوار كشتى شدند ، اما ناخواسته در روستاى چاىبيجار تالش دولاب از كشتى پياده شدند و در اين روستا با ساختن خانه‌اى ساكن شدند . پدر وى براى امرار معاش به كار دادوستد پارچه از انزلى به تالش دولاب مشغول شد كه ميرزا احمد آنها را در بازارهاى هفتگى ارده‌رود ، گيل دولاب و گسكر به فروش مىرساند . « 5 » ميرزا احمد سپس به همراه پدرش و ملا جعفر قلى براى تحصيلات به رشت رفت و در مدرسهء حاجى محمد خان مدت دو ماه از سيد مسيح لاهيجانى مشق خوشنويسى آموخت و با مريض شدن برادرش ، ملا جعفر قلى ، دوباره به اتفاق پدر و برادر به چاىبيجار تالش دولاب رفت . ميرزا احمد سپس به همراه برادرش در مدرسهء ملا ابراهيم اردبيل به درس خواندن مشغول شد و در همان حال در دفترخانهء شاهى اردبيل نوشتن سياق را آموخت و در همان‌جا به كار مشغول شد و از بابت اين خدمت ، ساليانه بيست تومان مواجب ، به اضافهء سه خروار گندم دريافت مىكرد . « 6 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 105 و 137 . ( 2 ) . همان ، ص 140 و 165 . ( 3 ) . همان ، ص 60 و 80 و 82 . ( 4 ) . همان ، ص 177 . ( 5 ) . همان ، ص 133 . ( 6 ) . همان ، ص 137 .