ميرزا احمد ميرزا خداوردى

139

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

و در همان شب ، نزديك صبح ، مير هاشم بيگ با چند نفر سواره‌هاى خود ، از آن جمله حق ويردى بيگ بخشعلى اغلى و الله ويردى بيگ صفر قلى اغلى شاهسون همراه داشت . آمدند همان خير النساء خانم را برداشته ، بروند . ديگر بالا خان ميدان را خالى ديد ، صبحى قشون خود را برداشت ، آمدند به خانه‌هاى مير حسن خان را آتش زدند و مال [ و ] اموال [ و ] اجناس او را همگى غارت كردند . خلاصه آن‌قدر تفنگچيان كرگانرودى با دوش خودشان كشيدند ، به زينهار آمدند . به قرار يك هفته بالا خان در چله‌وند توقف نمود . آنچه مال و اموال و اجناس و دختره « 1 » از خانه‌هاى « 2 » نوكران مير حسن خان مىبود ، تماما برده و غارت كرده و ظلم شدّادى به عمل آورد . بعد از آن عازم كرگانرود شد . حضور مجدد حال خبر از مير حسن خان به شما بدهم كه مير حسن خان وقتى كه همان روز از چله‌وند بيرون گشت ، معه كوج خود و معه تابعان خود شب در سؤليوه « 3 » من حصّهء لونده‌ويل خوابيده ، فرداهى در حوالى قريهء آلشه « 4 » از رودخانهء آستارا عبور به طرف ولايت روسيه ، يعنى بر حصّهء قريهء آستارا كه « 5 » مسمّى [ به ] قريهء رودكنار رود مىباشد . فورا همين خبر را به لنكران رسانيدند . لنكران با فوجى سالدات ، معه چند سوارهء قزاق و همچنين مير عباس بگ و مير اسماعيل بيگ و عظيم بيگ و جعفر بيگ آلخاص اوف همراه او بود ، با تعجيل تمام عازم ساحت آستارا گرديد . خيال توهّم نمود كه مبادا مير حسن خان براى اغتشاش عبور اين‌طرف نموده باشد . قبل از ملاقات ، چند نفرى به نزد مير حسن خان فرستاد آيا كه مير حسن خان به چه مطلب آمده است ، بيان نمايد و مير حسن خان در جواب مبادرت فرموده بود : به زير لواى دولت علّيهء روسيه آمده‌ام . قدرى آسايش حاصل نمود و خودش پيش مير حسن خان رفته ، آنچه تعارف و

--> ( 1 ) . در نسخه « دوختره » . ( 2 ) . در نسخه « خانهاى » . ( 3 ) . روستايى از توابع بخش لونده‌ويل . ( 4 ) . آلاشاه در ساحل درياى خزر در آستاراى شمالى ، در نزديكى مرز ايران است . ( 5 ) . در نسخه « كداميكه » .