ميرزا احمد ميرزا خداوردى
140
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
حرمت در حق مير حسن خان به عمل آورده ، او را با تابعانش در قريهء گيلهكران « 1 » ساكت [ نموده ] ، صبحى برداشته به صوب لنكران آورده باشند . چونكه فتنهانگيزان و آشوبكنندگان طوالش همگى همراه بودند ، در عرض راه با مير حسن خان هم [ ا ] تفاق گشته كه مير حسن خان بناى اغتشاش بگذارد و مير حسن خان اراده كرد كه از قريهء شاهآغاجى « 2 » خود را به جنگل بيندازد ، كه ولايت را مغشوش نمايد . و مير عباس بيگ [ و ] مير اسماعيل بيگ كه برادران مير حسن خان ، از اين مرحله آگاهى يافته آمدهاند ، به پيش مير حسن خان گريه و زارى نمودهاند : البته شما اين كار موقوف داريد . عاقبت « 3 » اين كار به جايى نمىرسد . اگر از شما چنين حركت صادر شود ، اروس از ماها مىداند ، چون كه ماها هم همراه هستيم و ماها را مىگيرند به سيبر [ ى ] روانه مىكنند . و مير حسن خان به برادران خود فرمود كه شما هم با من متفق بشويد كه اروس را از لنكران بيرون نموده باشيم . آنها باز هم گريه و لابه به او كرده بودند : اگر ماها هم از شاهآغاجى « 4 » بالاتّفاق شما به بيشه بزنيم ، اروس كوج [ و ] عيال ماها را در لنكران مىگيرد و سياست كلى مىنمايد . چه عيب ماها با تو متفق مىشويم برويم به لنكران ، چند روزى در آنجا بمانيم « 5 » و كوجهاى خودمان را به طورى از لنكران بيرون كنيم ، بعد با شما يك جا بناى آشوبى به عمل خواهيم آورد . دستگيرى مير حسن خان خلاصه برادران ، مير حسن خان را با همين حيله ، او را به طورى به لنكران رسانيده بودند . همان ساعت همين مرحله را به نچالينگ خبر داده بودند و همان ساعت نچالينگ مير حسن خان را گرفته بود ، روانهء كشتى دريا كرده بود و همين مرحله را به امناى دولت علّيهء روسيه نوشته و اظهار كرده بود و هم از همين ارادهء مغشوش كردن مير حسن خان و هم در اول گفتگو ، دولتين
--> ( 1 ) . روستايى واقع در منطقهء سويرباغ لنكران . ( 2 ) . در نسخه « آقاجى » . ( 3 ) . در نسخه « عقوبت » . ( 4 ) . در نسخه « آقاجى » . ( 5 ) . در نسخه « بمانم » .