ميرزا احمد ميرزا خداوردى

126

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

خود به‌طور سرگردانى مىگردد و مير حسن خان چنان خيال نمود گويا كه چون مشاراليه از خوف پراكنده نمودن عيال خود ، از راه التجاء به نزد من مىآيد ، اما خيال خان خام بود . چندان از آمدن مير عباس بيگ احتياط نكرد و سالداتها از كشتى بيرون آمده ، با سركردهء حاجى مير عباس بيگ ، خفيا وقت نهار بر سر تفنگچيهاى مير حسن خان ، آنانى كه چهار اطراف مير عباس بيگ را محاصره كرده بودند ، غفلتا ريختند ، چند نفرى از ايشان مقتول نمودند . آنچه كه قشون « 1 » در اطراف خانهء حاج مير عباس بيگ بود ، همگى فرار كرده ، به حضور مير حسن خان رفته و دعواى سخت از طرفين به عمل آمد و مير عباس بيگ با سالداتهاى خود به ميان حصار خانه‌هاى « 2 » خود رفته ، حصار خانه‌هاى « 3 » خود را مستحكم كرده ، بناى مجادله گذاشت . چند يومى صبح [ و ] شام دعوا مىنمودند . چند روزى به چنين منوال كارها در گذشت تا اينكه از طرف قونسول روسيه اين كيفيت را به حضور نايب‌السلطنه در تبريز اظهار گرديد و نايب السلطنه ، رحمت‌اله خان خلج را روانه نزد مير حسن خان نمود و كاغذى مشتمل بر شماتت « 4 » نوشت : و اين حركت شما محض خلاف دولتين است و هر چه كرده‌ايد ، بىجا كرده‌ايد و از كردن خود دست كشيده ، در خانهء خود به مثل سابق ساكت و آرام گرفته باشيد . اما مير حسن خان پسر بزرگ خود را با لشكر فراوان روانهء موغان كرده بود ، لهذا به محض رسيدن رحمت‌اله خان ، آدم فرستاد مير كاظم خان را با قشون « 5 » خودش از طرف موغان مراجعت داد ، آمدند به حضور مير حسن خان . اما امناى دولت روسيه از اين حركت مير حسن خان متغيّر گشته و از دولت قزلباشيّه تمنّا نمود مير حسن خان را از نزديكى سرحد دور منزل [ و ] جا داده باشند ، لهذا چند رقم احضاريه « 6 » از طرف نايب‌السلطنه به عهدهء مير حسن خان صادر گرديد و مير حسن خان از رفتن حضور اباء و امتنا [ ع ] نمود ، تا اينكه شاهزاده جهانگير ميرزا ، خودش عازم نزد مير حسن خان در قريهء كانرود [ شد ] . ملاقات حاصل گشت . مير حسن خان را با هزار نويد و نوازش همراه خود برداشت

--> ( 1 ) . در نسخه « قوشون » . ( 2 ) . در نسخه « خانهاى » . ( 3 ) . در نسخه « خانهاى » . ( 4 ) . در نسخه « شماطت » . ( 5 ) . در نسخه « قوشون » . ( 6 ) . در نسخه « احضاريى » .