ميرزا احمد ميرزا خداوردى
8
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
رهبرى طايفهء كلانتريهء لنكران ، كوشيدند مير حسن خان را دستگير كنند ، به گونهاى كه وى ناچار شد همراه با خانوادهاش با مشقت بسيار به اردبيل برود . با آغاز دورهء دوم جنگهاى روس و ايران ، قلعهء لنكران به تصرف نيروهاى ايران در آمد و روسها از تمام نقاط تالش شمالى بيرون رانده شدند و مير حسن خان در لنكران مستقر شد ، اما با شكست نيروهاى ايران در نقاط سرحدى ديگر و تصرف تبريز و بعضى از شهرهاى ايران ، مقامهاى ايرانى به پاى ميز مذاكره كشيده شدند و عباس ميرزا در اثر سماجت پاسكويچ ، فرماندهء لشكريان روس ، ضمن انعقاد عهدنامهء تركمانچاى ، تالش شمالى را به روسها واگذار كرد . مير حسن خان كه از شنيدن اين خبر بهتزده شده بود ، ميرزا خداويردى ، پدر مؤلف اخبارنامه ، را براى كسب اطلاع دقيق از اين مسئله به حضور وليعهد در تبريز فرستاد . در باريابى ، بين عباس ميرزا و ميرزا خداويردى سخنانى ردوبدل شد كه تفصيل آن در اخبارنامه ، بيانكنندهء پافشارى روسها براى تصرف تالش شمالى است . عباس ميرزا به واسطهء ميرزا خداويردى از مير حسن خان خواست كه تالش شمالى را به روسها واگذار كند و در تالش جنوبى اسكان يابد ، اما وى مخالفت كرد . سرانجام در اثر هجوم نيروهاى روسى ، نيروهاى مير حسن خان به تالش جنوبى آمدند . با قتل گريبايدوف ، مير حسن خان با حضور در تالش شمالى ، كوشيد تا منطقه را از سلطهء روسها خارج كند ، اما دستگير شد و به بالا خان ، حاكم كرگانرود ، و سپس جهانگير ميرزا ، حاكم اردبيل ، تحويل و به دستور عباس ميرزا در قلعهء نمين زندانى شد . سپس پس از تحمل چند ماه حبس ، دوباره به تالش شمالى فرار كرد و چندينبار براى تصرف منطقه كوشيد كه با حملهء سپاهيان روس ، سربازان شيروانى و مزدوران تالشى ، به تالش جنوبى و سپس به مازندران فرارى شد و در تهران درگذشت . * بخش پايانى كتاب كه شرح حال نويسنده و پدرش در دوران پس از جدايى از مير حسن خان است ، گرچه از اهميت تاريخى كمترى نسبت به سه بخش نخست دربارهء تالشان برخوردار است ، ولى مطالب دست اوّلى را از چگونگى تسلط روسها بر منطقه و نابودى خاندان