محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
481
آثار عجم ( فارسى )
ذرع عرض ، حوض ديگر طولا ، يك ذرع و نيم و عرضا ، يك ذرع است و عمقشان چندان نيست ؛ و هر دو حوض در جنب هم [ 293 f ] واقع شدهاند . چند قدم از آن حوضها گذشته ، اسباب تماشايى ديگر است [ بلكه اسباب وحشت ] : قطعهيى از كوه به شكل پلنگى كه خفته باشد ، واقع شده ؛ امّا آن را در روز اوّل ، به شكل مذكور نساخته و حجّارى نكردهاند ؛ بلكه قطعهاى از سنگ بوده كه به مرور و دهور تغيير در تركيب آن به هم رسيده ، به شكل پلنگ شده ؛ به واسطهء اينكه از سقف آن ، جابجا ، آب ، قطره قطره مىچكد و بر آن سنگ نيز ، تقطير آب شده و خالهاى سياه در آن پديد آمده و از قدرت خدا ، در كلّه و سر او ، آثار چشم ظاهر شده . شخص بىخبر و غافل كه در آن شكفت داخل شود ، يقين مىكند كه آن پلنگ زنده است ؛ تا به اين حدّ و اندازه كه مذكور شد . عرصهء آن شكفت ، روشن است در كمال روشنايى ؛ و در بدنه و جدران « 1 » آن ، از دو طرف آثار و علامات صورتهاست ؛ يعنى ديوار را صاف و هموار نمودهاند و طرح صورت بر آن ريختهاند . امّا عمر كفاف نداده ، معوّق مانده [ است ] . بالجمله از آنجا كه گذشتيم ، بناى تاريكى شد . شش عدد شمع روشن كرده ، شش نفر به دست گرفته ، پيشاپيش مىرفتند و سه نفر هم تفنگها را بر سر دست گرفته ، آماده كه اگر جانورى پيدا شود ، بزنند و هر چه پيش مىرفتيم ، سرازير مىبود . مقدار شصت قدم ، تخمينا فرو رفته ، از آن پس ، بناى سرابالا رفتن شد . ايضا شصت قدمى به فراز آمديم ؛ ولى عرصهء ميان آن سرازيرى و سرابالايى ، بسيار وسيع و گشاده بود و ارتفاع سقف آنجا ، متجاوز از چهل ذرع به نظر مىآمد . از آنجا هم گذشتيم ؛ رسيديم به عرصهگاهى كه در آن ، حوضى بود بىآب ، شبيه به نعل اسب - ( يعنى قريب به شكل هلالى كه در يك طرفش ، ديوار راست بود « 2 » - دور تا به دور آن ، از بيست ذرع متجاوز بود و تك آن حوض ، سرازير ساخته شده بود ؛ بطوريكه يك طرفش ، يك وجب عمق داشت ؛ طرف ديگرش ، يك ذرع . در كنار آن حوض [ 294 f ] ، سوراخى است كه راه آب است . [ بيان ذلك ] : آب از اطراف و جوانب و سقف ، متّصل فرومىچكيده و مىچكد ؛ از ممّرى گذشته ؛ در آن حوض ، به شكل نعل مىآمده ؛ پس در آن سوراخ و راه آب ، فرو
--> ( 1 ) . جدران بالضمّ ، جمع جدر است كه ديوار باشد ؛ و گذشت . ( 2 ) . به شكل هلالى [ الخ ] ؛ بدين شكل است كه در اينجا كشيده مىشود :