محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

476

آثار عجم ( فارسى )

شاپورم ؛ چنان كه مجازا جد را پدر مىگويند . به هر حال ما نمىدانيم ؛ حقيقت امر خداى داند و بس ( 3 ) . سكه نرسى ( موزه ملى كپنهاگ ) از جمله : نقوش در آن كوه ، مسطّحهء ديگر است . از نقش كوه مذكور كه صورتش كشيده شده ، قدمى چند كه بگذرند ، قطعه‌اى از كوه را صاف نموده ، كه عرض آن ده ذرع است و ارتفاعش ، چهار ذرع و نيم . در آن مسطّحه ، سه مجلس نمايش داده‌اند : يك مجلس ، بالاست ؛ دو مجلس پائين . در مجلس بالا ، صورت پادشاهى است در وسط ؛ بر روى كرسى نشسته ، با چهرهء مستقبل - يعنى نيم‌رخ نيست - عصايى در دست دارد . در دو طرف آن پادشاه ، دو رسته آدم است ، ايستاده ؛ امّا رستهء طرف دست راست پادشاه [ 290 f ] ، هفت نفرند ، با سرهاى برهنه ؛ و تمام ، دست راست خود را بلند نموده ، پيش صورت برده‌اند و به انگشت اشاره مىنمايند ؛ و سر خود را فى الجمله ، به زير افكنده‌اند ؛ مىنمايد اينها رومى باشند ؛ امّا طرف چپ پادشاه ، شش نفر نيز ايستاده ، همه با سرهاى برهنه ؛ دست راست خويش را به عقب كمر برده‌اند « 1 » . امّا در مجلس پائين كه به جانب دست راست پادشاه است ، شبيه اسبى است زين بر پشتش گذارده‌اند و گوهاى كلان در سينه و كفل آن ، به تسمه كشيده شده . يك نفر آدم ، دهنهء آن را گرفته و ايستاده و هفت نفر ، به قطار در عقب آن اسب ايستاده‌اند و در مجلس پائين كه جانب دست چپ پادشاه است ، شخصى مثل اينكه مير غضب باشد ، بر روى هر يك از دو دست او ، سر بريده است كه گويا دو كس را سر بريده از حضور پادشاه ، سرها را مىگذراند و صورت يك طفل

--> ( 1 ) . دست راست را كه عقب برده‌اند ، محتمل است كه يك دست آنها را از عقب با ريسمان بسته باشند .