محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

477

آثار عجم ( فارسى )

بسيار كوچك ، پهلوى آن مير غضب است كه به دست خود ، دامان مير غضب را گرفته ؛ و در عقب سر آن طفل ، شخصى ديگر كه آن هم به نظر مىآيد جلّاد « 1 » و سيّاف « 2 » باشد ، آن نيز سر بريده‌اى را آورده ؛ و در پشت سر آن جلّاد ، چهار نفر ايستاده‌اند ، مثل اينكه سپاهى باشند . صورتهاى دو مجلس پائين نيز ، سرشان برهنه است . وقتى از زمانهاى پيش ، در يكى از كتب تواريخ انگريزى ، ديدم نوشته بود : در شهر شاپور ، مجلسى را صورت كرده‌اند كه شاپور اوّل ، به هيأتى است كه بر كرسى نشسته و مير غضب دو سر بريده آورده ، به نظر شاپور مىرساند و چون شاپور ، امپراتور روم را - كه ولرين نام داشته ( يا نامش سيرىيدس بوده ) - اسير كرده بوده ، سفراى روم ، به طلب و استخلاص وى ، به حال ضراعت « 3 » و ابتهال « 4 » ، در خدمت پادشاه ايستاده‌اند . انتهى « 5 » . و در تاريخ سرجان ملكم ، اشاره به اين مطلب نيز نموده . نقشهء مسطحّه مذكور را در ورقه‌اى برداشتم به نمرهء چهل و يك . [ 291 f ] نقشى ديگر غير از ما ذكر ، در آنجا يافت نمىشود ؛ جز دخمهء شاپور كه مذكور خواهد شد . در بيان شكفت و دخمهء شاپور اين دخمه ، از آثار بسيار غريبه و عجيبهء روزگار است . تفصيلش اين است : از تنگ مذكور - يعنى تنگ چوگان - به مقدار نيم فرسنگ كه مىروند به سمت نودان « 6 » [ نودان از توابع كازرون است . ] ، در طرف دست چپ ، در همان كوهى كه نقشه‌هاى مذكوره در آن است ، بر بالاى كوه ، دخمه‌اى است و دهن آن دخمه ، رو به جنوب است و رفتن در آن غار ، بدون جمعيّت امكان ندارد ؛ زيرا جايى مخوف و هولناك است و رو به عقب آن شكفت هم ، بدون چراغ و روشنايى نمىتوان رفت ؛ با وجود اين ، باز هم وصول

--> ( 1 ) . جلّاد ، بر وزن شدّاد ؛ در لغت ، تازيانه زن را گويند و مجازا سيّاف را نامند . و يا اينكه جلّاد ، به معنى سياف هم آمده است . ( 2 ) . سيّاف ، بر وزن شدّاد ؛ شمشير زن است و مراد مير غضب مىباشد . ( 3 ) . ضراعت ، بالفتح ، خوارى و زارى . ( 4 ) . ابتهال ، از باب افتعال زارى كردن . ( 5 ) . در يكى از كتب ، آنچنان مسطور است كه در متن مرقوم شد ؛ و در نسخه‌اى ديدم نوشته بود : آن پادشاه ، خسرو پرويز است ، به قرينهء تاجى كه بر سر دارد كه در طاق بستان ديده شده . ( 6 ) . نودان ، به ضمّ حرف اوّل است كه نون باشد .