محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

903

آثار عجم ( فارسى )

مكن به عنف مرا دور از آن لب شيرين * كه لازم است به دور شكر مگس باشد ثابت : ميرزا عبد الحسين ؛ از مردمان هنرى است و پيشه‌اش صورتگرى . چون شيرخدا ، تراست فريادرسى * خوش باش و مكن ز حشر ، انديشه بسى البتّه به ورطهء هلاكش ننهد * آنكس كه بود باعث ايجاد كسى جناب : نامش ميرزا حسام الدّين ، خلف مرحوم شيخ مهدى جناب و اباعن جد در جامع عتيق شيراز ، امام و بين الانام بااحترام بوده ؛ مشار اليه ، گذشته از اينكه در فنون ادبيّه قادر است [ 555 f ] ، به علم نجوم ماهر ؛ چندى است كه به سبب امراض مزمنه ، از پاى درآمده ؛ لهذا از اشعارش چيزى به دست نيامد جز اين دو شعر كه از آن جناب به خاطر دارم : گفت پيغمبر به آواز جلى * كه ز نور واحدم من با على اين معمّا يافت برهانش جناب * شد ز ابجد اسم هر دو منجلى « 1 » حجاب « 2 » : مرحوم حاجى محمّد مهدى تاجر ؛ در علوم متبحّر ؛ در خطّ نستعليق قادر و ماهر . از اوست : آهنين دل بين كه سختى سنگ از وى وام خواهد * سخت‌تر زان دل ، دل من كز چنان دل كام خواهد آن بت جادو كه صد وحشى به مويى رام سازد * سادگى بين از دلم ، كورا به افسون رام خواهد ساعدش در پرده ديدم ، آتشم سر تا به پا زد * جرأت دل بين كز اين ساعد به عشرت جام خواهد دام اگر آن زلف پر چين ، دانه گر آن خال مشكين * مرغ دلهاى مكرم دانه جويد ، دام خواهد گر به ميل دل دلم سوزى ، بسوز آن‌سان كه خواهى * هر چه سوزى بيش‌بيش او خويشتن را خام خواهد ( 176 )

--> ( 1 ) . چون كسى از اصطلاح و بينات اعداد آگاه باشد ، حلّ اين معمّا را زود نمايد و آن اين است كه چون عدد حروف كلمهء ابجد را كه الف و باء و جيم و دال است ، حساب كنند ، عدد 202 مىشود و عدد محمّد كه 92 است ، با عدد على كه 110 است ، چون با هم جمع شود نيز 202 خواهد بود . فقير مؤلّف گويد : 202 هم عدد « ربّ » است . ( 2 ) . حجاب ؛ فوتش در سال 1304 است [ و ] در دار السّلم ، مدفون شده [ است ] .