محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

882

آثار عجم ( فارسى )

بالجمله در پستخانه ، ميرزا عبد الوّهاب خان « 1 » سرهنگ و ناظم است و فخر اعاظم ؛ حاجى آقا بزرگ ، ياور است و خردمندى دانشور ؛ ميرزا جلال الدّين ، سررشته‌دار است و جلالت آثار . بيگلربيگىگرى شيراز : به امير الامراء العظام ، اعتماد السّلطان ، جناب ميرزا حبيب اللّه خان است و گاهى كه به ضرورت مسافرت اختيار كند ، برادر كامكارش انتظام الممالك ميرزا ، امير تومان ، محمّد على خان ، مختار در امر مذكور است و پيش از اين ، نام آن دو برادر والاگهر در ذكر باغ بيگلربيگى ، مسطور شد و گذشت ؛ و از جمله كارگزاران بيگلربيگى است : ميرزا باقر داروغه كه از سوطتش ، بازار دزدى كاسد است و دكّان زن بمزدى « 2 » فاسد ؛ و اصلاح بعض امورات اين مجلس با جنابان ميرزا محمود نديم ، ملّقب به اديب العلماء و ميرزا مهدى شمس العلماست [ 537 F ] . شكست و بست كار كسبه و حساب بنجه و ديوان آنها ، به جناب ميرزا شكر اللّه و ميرزا محمّد جعفر ايقان « 3 » است كه نامش سابقا مرقوم شد . وكلاء در شيراز چند نفرند : [ وكلاء در شيراز ] : - وكيل قونسولخانهء دولت انگليس ، معتمد السّلطان ، ميرزا حيدر على خان نوّاب « 4 » است كه نيز نامش سابقا مذكور شده [ است ] . - وكيل كارگزارى دولت روس ، جناب حاجى عزّ الملك است كه اسم آن ، هم از پيش گذشت . - وكيل شه بندرى دولت عثمانى ، به جناب ميرزا سيّد محمّد ، ابن مرحوم حاجى سيّد ابراهيم اصفهانى « 5 » است . ديوانخانهء عدليّه : به جناب ميرزا محمّد خان امير ، خلف مرحوم حاجى هاشم خان امير است كه نام ايشان نيز مرقوم آمده و به امير الامراء العظام ، خان بابا خان ، امين ديوانخانه

--> ( 1 ) . ميرزا عبد الوّهاب خان و اجزاى مذكورهء ديگر ، از اهالى شيرازند . ( 2 ) . زن به مزد ، قرمساق را گويند و آن معروف است . ( 3 ) . ميرزا محمّد جعفر ، نام ناميش در ذكر ارسنجان برده شده و از اشعارش ، اين سه بيت را به نظر دارم : تا بر رخ اى صنم ، سر زلف تو ديده‌ايم * زنّار بسته ، كفر به ايمان گزيده‌ايم مهرى چو عارض تو به گردون نيافتيم * سروى چو قامت تو به گلشن نديده‌ايم اندر رهش فتادم و پايم به سر نهاد * در راه عشق ، خوش به مقامى رسيده‌ايم ( 4 ) . نامش در ضمن باغ شيخ مرقوم گرديد . ( 5 ) . حاجى سيّد ابراهيم ، در حيات خود ، وكيل دولت مذكور بود و در سنهء 1303 وفات يافت .