محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

883

آثار عجم ( فارسى )

است كه در ذيل ذكر باغ ابو الفتح خان نامش مذكور گرديده ؛ معزّى اليه را برادرى است نيك‌اختر ؛ جناب قوام ديوان ، حاجى حبيب اللّه خان ، جوانى صاحب اصالت و داراى كفالت . رياست تجارت : به جناب مؤتمن الوزاره و ولد ارجمند اوست كه پيش از اينها در ذكر « دريست » كازرون ، نامى از آنها مرقوم افتاد . كمپانى « 1 » تجارتى : كه مركّب است از جمعى تجّار معتبر عمده ؛ معاملات آنها نقدى است . رئيس ايشان ، جناب حاجى عبد الرّحمن صاحب است و منشى آنجا ، ميرزا عبد الرّزاق شيرازى متخلّص به « محرم » ؛ و در فن ادبيّه و انشاء مسلّم . اين دو بيت را از او به خاطر دارم : صحن چمن يا نگارخانهء چين است * ساحت بستان و يا بهشت برين است يار ، تجّلى نموده در همه عالم * بو العجب است اينكه باز ، پرده‌نشين است گمركخانهء شيراز : در كاروانسراى گمرك است - كه مذكور شد - و آن محلّ عبور و مرور مال التّجارهء داخله و خارجه است كه در آن عشور مىكنند . [ 538 f ] اداره‌جات خارجهء شيراز تلگرافخانهء انگليس : مركز شيراز است ؛ پس دشت ارژنه و كازرون و كنار تخته و دالكى و برازجان و بوشهر . خطّ ديگر ، سيوند ، ده بيد ، آباده و قمشه تا اصفهان . رئيس كليّه : استين تن « 2 » [ stainton ] صاحب است . فارسى خوب مىداند و نيكو مىخواند و سيمكش نقاط مذكوره ، بلك‌من [ Blackman ] « 3 » صاحب است كه سابقا در ذكر خطوط پهلوى ، نامش مذكور شد و بر اين فقيرش ، در خطوط مزبوره ، حقّى است . منشى ، جناب ميرزا محمّد حسين ، مترجم و منشى ايشان است و در ملك دانش ، كاملى ذيشان . بانك « 4 » شاهنشاهى : مركز كليّه ، در شيراز و بوشهر است و تمام معاملات آنها ، نقدى است و سبب تأسيس ادارهء مذكور ، در ممالك محروسهء ايران ، امتيازى است كه دولت علّيه ،

--> ( 1 ) . به ضمّ كاف تازى و سكون ميم و باء سه نقطه : Company . در انگليسى به معنى شركت است . ( 2 ) . Stainton ، به كسر همزه و سكون سين مهمله و تاء مثناة فوقانيّه مفتوحه و ياء مثناه تحتانيّه ساكنه و نون در آخر . ( 3 ) . Blackman . نامش سابقا برده شده و تشكيل يافته است . ( 4 ) . Bank . اين كلمه نيز انگليسى است به باء موحدّه و الف و سكون نون و كاف تازى ؛ ولى حرف دوم كه الف است ، بايد در تلّفظ چندان اظهار نشود . معنى اين لغت ، صرّافخانه است .