محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
830
آثار عجم ( فارسى )
در محلّهء لب آب : حمّام گلشن ، حمّام علمدار ، حمّام زبيده « 1 » ، حمّام امامزاده ابراهيم . در محلّهء دزك : حمّام شيخ جنيد ، حمّام محتسب ، حمّام حكيم . در محلّهء درب شاهزاده : حمّام خواجه ، حمّام آقا بابا خان ، حمّام شجاع الملك ، حمّام حيران ، حمّام حاجى غلامحسين خان « 2 » - مشار اليه جوانى است داراى حسب و نسب ، متواضع و مؤدّب ؛ در امورات ديوانى ، صاحب كفايت و درايت - حمّام آقا طاهر « 3 » ؛ مشار اليه ؛ در زمان رياست مرحوم حاجى ميرزا على اكبر قوام الملك ، عامل و ضابط بوده و معزّز مىزيسته . از وى ، اولادى چند به عرصهء ظهور آمدند و همه به رحمت حق پيوستند ؛ يكى از آنها كه باقى مانده ، عاليجناب ميرزا احمد ، مردى است جهانديده و دانا ، محبوب القلوب [ 506 f ] پير و برنا ؛ در علم تاريخ - كه يكى از علوم ادبيّه است - به اعلى درجه ، كامل است و وقايع از صدر جهان تا اين زمان را ، لوح سينهاش حامل ؛ اللّهم احفظه . و او را پسرى است ميرزا على اكبر ، متخلّص به « قابل » « 4 » . بساتين شيراز « 5 » باغهاى شيراز ، معدودى در شهر واقع شده و بسيارى خارج از شهر ، به مسافات مختلفه . باغهايى كه در خود شهر است : باغ نظر « 6 » : آن را باغ شهر و باغ حكومت نيز گويند . اين باغ ، محلّ جلوس حكومت است . طرح آن را مرحوم وكيل ريخته . در وسطش ،
--> ( 1 ) . زبيده : به ضمّ اوّل و فتح ثانى . ( 2 ) . خلف مرحوم حاجى محمّد حسن است كه از سلسلهء هادى خان - كلانتر سابق فارس - بوده [ است ] . ( 3 ) . آقا طاهر در سنهء 1264 وفات يافته [ است ] . ( 4 ) . قابل ، غزلسرايى را نيكو مىنمايد . اين اشعار را از او به ياد دارم : تا خلوت دل منزل جانانهء ما شد * دل آينهء جلوهء انوار خدا شد خواهى كه زنى حلقهء حاجت به در دوست * بايست كه چون حلقهء در ، بىسروپا شد مستى من و زهد تو اى شيخ چه تدبير * اين هر دو به ديوان ازل ، ثبت قضا شد از پير مغان يافت كسى ناز و تنعّم * كاوّل به سر كوى خرابات ، گدا شد ( 5 ) . بساتين معدودى را استاد سعيد ، جناب شيخ مفيد ، در اشعارى اشاره فرموده ؛ اين است : يك بار اگر گشايى آن روى دلگشا را * صد شكر از اين عنايت ، گويم ز دل خدا را آن را كه از رخت هست در خانه يك جهان گل * كى آورد به خاطر باغ جهاننما را باغ نظر چو دارم ز آن عارض چو جنّت * سوى ارم نخوانيد اين عاشق لقا را از وعدهء بهشت است خشنود شيخ و زان حور * حاصل بود على النّقد رشك بهشت ، ما را خوش گلشنى ز كويش دارم كه شه ندارد * گو باغ تخت نبود « داور » من گدا را ( 6 ) . باغ نظر ، در دو محلّهء واقع شده ؛ قدرى از آن ، جزو محلّهء ميدان شاه است و قدرى ديگر ، جزو محلّهء -