محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
820
آثار عجم ( فارسى )
دست قدرت گوهر آدم چو كرد از گل عجين * بودش اندر آستين دست امير المؤمنين بيان الملك مذكور ، ولد ارشد معزّى اليه است . وى نيز در طهران و تبريز ، علوم عربيّه و ادبيّه را محصّل آمده . از جمله افاضل است و به اعلى درجه فاضل ؛ در انشاء و تحرير ، كلك اعجاز نگارش ، يد بيضا مىنمايد و به ذوق سليم نادرا شعرى مىسرايد ؛ سالهاست كه در سفر و حضر ، ملازم خدمت جناب صاحب ديوان و پيشكار اوست . اين شعر را از وى دانم : سرپنجهء حسن يوسفى مىبايد * تا پردهء عصمت زليخا « 1 » به درد مشار اليه را دو برادر است . يكى جناب ميرزا محمّد تقى ، متخلّص به « بينش » ؛ ديگرى ميرزا محمّد مهدى كه مستوفى ديوانند ؛ اين صاحب جاهى است با مدرك و آن ، آگاهى درويش مسلك . از جناب بينش ، اين سه بيت را به ياد دارم كه در اينجا مىنگارم : هر كس كه به ابروى چو تيغت نظر انداخت * در معركهء عشق به پيشت سپر انداخت بىدين و دل آنكس كه به روى تو نظر كرد * بىپا و سر آنكس كه به پاى تو سر انداخت امروز غنيمت شمر اى عاقل و مىنوش * كاين كار نشايد كه به روز دگر انداخت مدرسهء مقيميّه ( 122 ) : در محلّهء لب آب ، مدرسهاى است خراب ؛ در وراى مسجد جامع واقع شده و حاجى مقيم نامى ، از طايفهء آتشيها ، در اواخر سلاطين صفويه ساخته [ است ] . مدرسهء منصوريّه ( 123 ) : در محلّهء مذكور ؛ از بناى امير صدر الدّين محمّد دشتكى شيرازى است [ 498 f ] ؛ در سال 883 ساخته و به اسم ولد خود - مير غياث الدّين منصورش - خوانده . توليت آن به ارشد اولاد است . اكنون به دست جناب حاجى ميرزا حسن طبيب است كه در ضمن ذكر فسا ، نامش مرقوم افتاد ؛ و در دالان اين مدرسه ، در بقعهيي ، مزار آن دو بزرگوار است كه مذكور شد ؛ و اين مدرسه ، دو طرف است : طرفى داراى حجرات دلپسند و طرفى باغچه مانند و خلوتى نيز دارد .
--> ( 1 ) . به ضمّ اوّل و فتح لام ، معروف است و در بعض از لغات ، به فتح اوّل و كسر لام تشكيل نمودهاند . برخى نوشته : همان به ضمّ اوّل درست است و غير آن غلط . تحقيق و تفصيلش ، در كتب لغت هست ؛ هر كه خواهد ، رجوع بنمايد .