محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
797
آثار عجم ( فارسى )
و بيباك بود كه خود مباشر امر قتل مقصّرين مىشد ؛ قريب طاق قرآن در مدخل تنگ اللّه اكبر ( به نقل از كتاب بناهاى تاريخى و آثار هنرى جلگهء شيراز ) هزار كس را به دست خود كشت و پسران خود ، شاه شجاع و شاه محمود ، را اذيّت مىكرد . ايشان ، به مشورت امرا ، پدر را گرفته ، حبس كردند و چشمش را ميل كشيدند « 1 » ؛ پس از چندى ، درگذشت و شاه شجاع بعد از مكحول شدن پدر ، بر سرير سلطنت جلوس نمود . پادشاهى بود عالم و عادل و فاضل و كامل ؛ به لطف طبع و حسن خلق متّصف ؛ مدارس را معمور مىداشت و خود در مجالس علما حاضر مىشد . ميان او و برادرش ، مخالفتى دست داد . با هم جدالها كردند تا در سنهء 776 ، شاه محمود وفات نمود و شاه شجاع ، در مرثيّهء او ، اين رباعى را گفت : محمود : برادرم شه شير كمين * مىكرد خصومت از پى تاج و نگين
--> ( 1 ) . چشمش را كه ميل كشيدند ، در سنهء 760 بوده [ است ] .