محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
792
آثار عجم ( فارسى )
رسيده و ارادت ورزيده و با شاه داعى الى اللّه ، معاشر بوده و در وفات شاه داعى ، مرثيّهاى سروده . ديوانى دارد ؛ تمام سخن در وصف اطعمه گفته ؛ اكثر اشعار خواجه حافظ را تضمين نموده و آن اشعار ، اكثر در افواه مردمان هست ( 81 ) . به چند فرد اكتفا مىرود : چه عجب كنگر اگر همنفس بريان شد * همه دانند كه در صحبت گل خارى هست وله گيبا پزان سحر كه درِ كلّه وا كنند * آيا بود كه گوشهء چشمى به ما كنند وله مطبخى باز پياز از جهت قيمه خريد * تا دگر آب ز چشم كه روان خواهد بود وفاتش در حدود 830 بوده ( 82 ) . در تذكرهء رياض العارفين مسطور است كه قبرش در تكيهء چهلتنان است و جمعى را نيز همين اعتقاد است ؛ چنانچه مرقوم شد . الحال براى رفع ابهام مىگوييم كه در اين اوان ، خود اين فقير ، همّت گماشته ، قدرى از آن سنگ مزار مذكور را كه در زير گل پنهان بود ، ظاهر ساختم و آن را خواندم ؛ بر آن نقر شده اين كلمات : « المرحوم المغفور ، السّعيد الشّهيد جمال الدّين محمود بن نصير بن محمّد بن جمال الدّين محمود الافزرى « 1 » فى سنة خمسين و سبعمائه « 2 » ( انتهى ) » . پس معلوم مىشود كه اين مزار شيخ اطعمه نيست . اگر مقصود صاحبان تذكره و غيرهم ، همين لوح مزار است ، اشتباه كردهاند و اگر در جاى ديگر از تكيهء چهلتنان ، مدفون شده ، قبرش از ميان رفته ، معلوم نيست [ 475 f ] . و جزئى از اراضى اطراف آن تكيه ، وقف بر آن تكيه است كه كفايت از مرمّت آن نمىكند ، سابقا موقوفات بسيار داشته ، از ميان بردهاند به نقد اين جزئى از زمين ؛ و كفالت امور تكيه ، به مشهدى حسين - ولد مرحوم محمّد خان - است ؛ سرايدارى است سخى الطّبع و سليم النّفس ؛ با عدم بضاعت ، ساعى در آبادى تكيه است . و در جنب تكيهء مذكوره ، باغچهاى است مسمّى به عشقآباد ؛ آن را غرس نموده ؛ رئيس الفقرا درويش على محمّد ، سامر داستان باستان است و در اين عمل بلبل ، هزار دستان .
--> ( 1 ) . افرز ، بلوكى است قريب شهريار ، در گرمسير ، كه ذكرش گذشت . ( 2 ) . هفتصد و پنجاه است .