محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
458
آثار عجم ( فارسى )
به « تنگ تركان » ، رُستم فتد ز پاى چنانك * به چاه تركان افتاد و شد ز پا بيژن « كمارج » و كتلش بشكرد دل و پهلو * مدارج و قللش بشكند سر و گردن چنان ز رنج « ملو » غصه بسته راه گلو * كه ناله مىنتوانم نمود يا شيون به « تنگناش » فرامرز رافتد چو گذار * شود هلاك چو در كام اژدها ، بهمن . . . ( ص 7 و 8 كتاب در نحو و صرف خط آريا ) 15 . اهر : نام درختى است كه ثمر آن را زبان گنجشك و به عربى لسان العصافير خوانند و بهار ، آن را سنبل الكلب خواند . ( برهان قاطع ) : fraxinus . 16 . ر ك : نامهء دانشوران و دائرة المعارف اسلام : الاصابه فى احوال الصحابه ، از لويى ماسينيون . در فارسنامهء ناصرى آمده است كه . . . حضرت سلمان فارسى ، از قريهء دشت ارجن بود كه از توابع كوه مرّه شكفت است و دشت ارجن ، از قديم ، از توابع كازرون بود و حضرت سلمان ، در قصبه و بلوك كازرون ، قبيله و عشيره داشته و آنها را « سلمانى » مىگفتند . و تاكنون قبرستان سلمانيها ، در قصبهء كازرون باقى است و زيارتگاه اهالى آن نواحى است . ( ص 1437 ، چاپ امير كبير ) . 17 . ر ك : نزهة القلوب ، چاپ لسترانج ، ص 135 . 18 . كتل : به ضم اوّل و فتح ثانى ؛ تل بلند كه پشتهء بلند ، عقبهء بلند درّهء كوه مركب از كوه تل ؛ گريوه . ( دهخدا ) 19 . ابياتى است از قصيده « فتح سومنات » به مطلع : فسانه گشت و كهن شد حديث اسكندر * سخن نو آر كه نو را حلاوتى است دگر ر ك : ديوان فرخى سيستانى ، به كوشش دكتر دبير سياقى ، زوّار ، تهران ، ص 66 - 67 20 . فرزند چهارم حاجى ابراهيم خان اعتماد الدّوله است كه در سال 1203 متولّد شد و 11 سال در اصفهان اقامت داشت و در سال 1245 ، به منصب كلانترى