محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
744
آثار عجم ( فارسى )
سيّد على اكبر فالى است ؛ و هو السيّد السّند و الحبر المعتمد ، علّامة العلما و فهّامه الفقهاء اطال اللّه عمره ؛ و روزهاى جمعه را بدر سماء نباهت و مركز دايره فقاهت ، جناب امام جمعهء مذكور ، بر منبر مزبور ، به زبانى فصيح ، اداى خطبه نمايد و به بيانى مليح ، مردم را موعظت مىفرمايد ؛ - اللّهم انصره و ايّده ، بمحمّد و آله الطّيبين الطّاهر المعصومين - بقاع و مزارات شيراز در شيراز ، بقعههاى بسيار و مقبرههاى بيشمار - داخلا و خارجا - به هر كوى و رهگذار يا كوه و مرغزار ديده مىشود كه بعضى را امامزاده دانند و برخى را شيخ و پير خوانند ؛ و ليكن به غير از چند بقعه و مزار معدود ، كه محلّ خلاف نيستند ، مابقى را ما نمىدانيم كيستند و به نام و لقب چيستند . به اسم و رسمى كه اكنون خوانده مىشوند ، اعتمادى نيست . در چندين شيرازنامه كه در قرون سالفه نوشته شده و همچنين در ديگر كتب تواريخ ، از اوليا و عرفا و فضلا - خواه شيرازى يا غير آن كه در اين خاك پاك مدفونند - نامى برده و شرح احوالشان را نمودهاند ؛ حتّى اينكه از محلّ و مدفن آنها ، ذكرى كردهاند ؛ امّا چه فايده ، كه مسطورات سابقه ، [ 444 f ] مجهولات ما را معلوم نمىنمايد ؛ ( مثلا ) مىنويسند : فلان شيخ ، مدفنش در حظيرهاى ، به محلّ جصّاصان « 1 » است ؛ يا فلان پير ، قبرش در كوچهء سرّاجان ؛ فلان سيّد ، به دروازهء دولتآباد ، به خاك سپرده [ شده ] است ؛ يا فلان عارف ، به دار السيّادة ، رخت از جهان برده . مرقد يكى را ، به مدرسهء نصيريه نويسند و مضجع ديگرى را خاكستان باهليّه ( 37 ) ؛ و هكذا ، از محال و امكنهاى نام مىبرند كه ما را از آنها اطّلاعى حاصل نيست . بسا از محلّات كه اسمشان تغيير يافته و چه بسيار از مساجد و مدارس كه از ميان رفته . نه از محلّهء جصّاصان و كوچهء سرّاجان ، خبرى است و نه از دروازهء دولتآباد و دار السّيادة ، اثرى . اگر در محلّت يا راهگذارى ، بقعه يا مزارى ببينيم كه بر آن خطّى نباشد ، البتّه نخواهيم دانست كه صاحب آن ، كه خواهد بود . مكرّرا در خانهها و زيرزمينها ، سنگهاى مزار بزرگ ، از زير خاك برآمده و معلوم بوده كه الواح اولياى كرام است ؛ ولى از پوسيدگى دانسته نشده كه از
--> ( 1 ) . جصّاص : گچگر است و جصّ ، بفتح اوّل يا كسر آن ، معرّب گچ است .