محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
706
آثار عجم ( فارسى )
- نداشته باشد ؛ 5 . بر كنار جويبارش ، از درختهايى كه مايهء تغيير مزاج آب است ، نباشد ، مانند انجير و گردگان و كدو و غير اينها ؛ 6 . از طرف اعلى ، بر سبيل انحدار « 1 » ، به جانب اسفل روان باشد . پس تمام محسّنات مذكوره ، در آب ركن آباد موجود است و در بعض فارسنامهها ، اين مطلب ذكر شده است . و محسّنات ديگر نيز در آن آب است كه ذكرش موجب تطويل خواهد بود . آب زنگىآباد ( 7 ) : آن را اتابك زنگى سلغرى احداث نموده . اين آب نيز ، قريب به ركنآباد است . از تنگ اللّه اكبر ، به مسافت دو ميدان اسب ، دور ، استخر و آبگيرى ساختهاند كه مصبّ آب زنگى باشد و به آن زراعت كنند . اين آب در نهايت گوارايى و خوبى است ؛ الحق نمونهاى از سلسبيل است و چشمهء تسنيم را نيكو دليل . عربية [ 426 f ] و ماء اذا ابصرت منه صفائه * حسبت نجوم الليل فيه سواملا « 2 » رأيت سيوفا قد سللن على الثّرى * و صارت لها أيدى الرّياح صواقلا « 3 » بعض از عالىمشربان را اعتقاد اين است كه اين آب ، به از ركنآباد است و آن را متصرّف است : جناب فخامت نصاب ، عزّ الملك ، حاجى ميرزا آقا خان ، برادر اكبر مسعود الدّوله - كه در اين كتاب سابقا نامش برده شده - مشار اليه به حسن كفايت ، وكالت دولت روسيه را دارد ؛ با عزّى رفيع و قدرى منيع ، به خدمات دولت همّت مىگمارد ( 8 ) . آب سعدى ( 9 ) : كه آن را « قنات بندر » نيز گويند ، از تنگى كه مشهور به تنگ سعدى است ، از مجارى قنوات مىآيد و در جنب تكيهء سعديّه - كه ذكرش خواهد آمد - به محوّطهاى داخل مىشود كه در جوف زمين ، به سنگ و گچ ساختهاند ؛ بنيانش متقن ، اركانش مثمّن « 4 » [ و ] به وسيلهء چندين پلّه در آنجا توان رفت و آنجا را عوام ، « حوض ماهى » نامند ، زيرا كه ماهى بسيار در آن است و آب از آنجا گذشته به جلگهء سعديه ،
--> ( 1 ) . به نشيب فرود آمدن . ( 2 ) . و آبى است كه هر گاه نظر كنى صفاى آن را ، گمان مىكنى ستارههاى شب در آن روان است . ( 3 ) . مىبينى شمشيرهايى كه به تحقيق كشيده شدهاند بر خاك و گرديده است مر آن شمشيرها را دستهاى بادها ، جلادهنده . ( 4 ) . يعنى هشت گوشه .