محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
707
آثار عجم ( فارسى )
زراعت را به كار مىآيد . اگرچه مردمان سبك عقل را اعتقاد اين است كه آن آب سنگين است ولى نه چنين است و بعض حكماى انگريز كه داراى علم شيمى « 1 » بودهاند ، محسّنات آن آب را به فقير نمودهاند ؛ از آن جمله هر چه را به آن طبخ كنند ، به چندين دقيقه نسبت به ديگر آبها ، زودتر پخته گردد و فقير را اين به تجربت حاصل گشت . مخفى نماناد كه چشمهسارهاى بسيار و آبشارهاى بيشمار در اطراف و اكناف شيراز به مسافت بعيد و قريب هست ؛ مانند « چشمه چنار » « 2 » و « مرغاب » « 3 » و « كوه بمون » « 4 » و غير ذلك ؛ كه درصدد ذكر همهء آنها نيستم كه اين نگارش مختصر است و اطالت را مقامى ديگر . و رودخانهء شيراز ، سيلابى است كه در بهاران ، از كوه دراگ سرازير مىشود و آن رود به قرب شهر مىگذرد و داخل در بحيرهء مهارلو مىگردد . [ 427 f ] هوا و نزاهت و بعض خصوصيّات شيراز هواى شيراز ، سردسير قريب به اعتدال است . آبش از رود و قنات و چشمهسار [ و ] در هيچ فصلى از فصول نيست كه صحارى و براريش خالى از خضرت و نضرت باشد . در بهاران ، هوايش عنبربيز و بهتر از تمام روى زمين ، خاكش طربخيز و نمونهاى از بهشت برين ؛ طراز جبالش ، ديبهء ششترى است و فراز تلالش ، جامهء عبقرى . آبش گواراتر از كوثر و تسنيم ؛ نسيمش مشك بوى و عطر شميم ؛ اراضيش منبت اشجار و منبع انهار ؛ فواكه گرمسيرى و سردسيرى آن ، بسيار و مركبّاتش از هر نوع ، بيشمار ؛ سيب ترش و انارش منحصر ؛ انگور و خيارش ، وافر ؛ سرو را مخصوص در آن نموّى به نيكويى است كه در كمتر بلادى ، بدان زيبايى و دلجويى است . مردمانش ، عيّاش و صاحب ذوق ؛ اكثر داراى فراست و انديشه ، غالب ؛ اهل صنعت و هنرپيشه ؛ راغب به خواندن علوم ؛ از اين است كه اين بلد را « دار العلم » خوانند . اگرچه قليل البضاعةاند ، ولى غنىّ الطّبعاند ؛ همه درويش نهاد و پاك اعتقاد ؛ بدين سبب آنجا را
--> ( 1 ) . شيمى : CHIMIE . اين كلمه فرانسوى است و آن علمى است كه در آن گفتگو مىشود از حقايق اشياء ؛ و به اين علم ، ماهيت هر چيز را مىيابند . ( 2 ) . چشمه چنار در كوهى است كه در سمت شمال شيراز واقع شده ، به مسافت يك فرسنگ و نيم تقريبا . ( 3 ) . نزديك برمدلك است كه سابقا در اين كتاب ، ذكرش شده . ( 4 ) . به فتح باء موحّده ، در شمال شرقى شيراز است ، به مسافت دو فرسخ تخمينا .