محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

679

آثار عجم ( فارسى )

سر داريوش ، دو تن از پارسيان با طوق و گوشوار و رداى آزادگان ، اسلحهء شاه را مىآورند . . . در برابر داريوش ، هشت تن از شورشيان با سرهاى برهنه ايستاده‌اند و به وسيلهء طنابى به هم بسته شده‌اند و در زير پاى پادشاه ، پيكر به خاك افتادهء گئوماته ديده مىشود . . . » ( جهاندارى داريوش بزرگ ، ع ، شاپور شهبازى ، ص 21 ) 8 . رجوع شود به صفحهء 23 و 24 جهاندارى داريوش بزرگ . 9 . در متن : « نوهء ارشامه » . 10 . ترجمهء اين بند چنين است : داريوش شاه گويد : پدر من ويشتاسپ است و پدر ويشتاسپ ، آرشام و پدر ارشام ، آريارمنه بود و پدر آريارمنه ، چيش‌پيش و پدر چيش‌پيش ، هخامنش . 11 . نام كشورهايى كه داريوش در اين بند آورده چنين است : پارس ، خوزستان ، بابل ، آشور ، عربستان ، ( اردن و فلسطين ) ، مصر ؛ آنها كه در درياى ( اژه ) اند : لوديه ، يونان ، ماد ، ارمنستان ، كاپادوكيه ، خراسان ، زرنگ ( زرنج - سيستان ) ، هرى ( هرات ) ، خوارزم ، بلخ ، سغد ، گندارا ، ( سرزمين ) سكا ، ثته‌گوش ( صد گاو - پنجاب ) ، رخج ، مكران ؛ بر روى هم 23 كشور . ( جهاندارى داريوش بزرگ ، ص 23 و 24 ) 12 . منظور « كمبوجيه » است . 13 . در متن چنين است : آنگاه مردى مغ - يعنى از قبيلهء مغان - بود گئوماته‌نام . او از « پئيشياه » و « وادا » به شورش برخاست . . . او مردم را ايدون دروغ گفت كه من برديه‌ام ، پسر كورش ، برادر كمبوجيه ؛ پس مردم همه مهرگسل - شورشى يا بىوفا - شدند ؛ از كمبوجيه به سوى او رفتند ؛ هم پارس ، هم ماد و هم ديگر كشورها . پادشاهى را او براى خود بگرفت . . . پس كمبوجيه به مرگ خود بمرد . ( جهاندارى داريوش بزرگ ، ص 24 و 25 ) 14 . « . . . پس مردى بود « آسىنه » نام ، پور « اوپدرمه » ؛ در خوزستان به شورش برخاست . . . ( همانجا ، ص 26 ) . 15 . « . . . مردى بود بابلى « نيدين توبل » نام ، پسر « اىنئير » ؛ او در بابل به شورش برخاست . . . ( همانجا ) .