محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

666

آثار عجم ( فارسى )

نماناد ) كه چون دو تاى از آن اهرام بزرگتر است ، لهذا آن دو تا را هرمان و تثنيه خوانند و گنبد هرمان ، عبارت از آن دوتاست . بعضى چنين نقل نموده‌اند كه اهرام در بلاد مصر ، بسيار است ؛ مگر اينكه مشهور از آنها ، دوتاست در سمت غربى مصر ، و آن بنا ، مربّعى است مخروطى الشّكل كه طول هر ضلع از اضلاع آن ، چهارصد ذراع است و گويند در يكى از آنها ، قبر هرمس « 1 » است - يعنى ادريس ( 45 ) - و در ديگرى ، قبر شاگرد او ، اغانيمون و بعضى نوشته‌اند كه در اهرام مذكوره ، تابوت را مىنهادند و در اين گنبدها ، چندين غارها و سردابها است كه اجساد اموات را كه روغن و ادويه ماليده [ بودند ] ، در آنجاها مىگذاشتند و از اين قبيل اجساد ، در ميان تابوتها ، در زير طاقنماى گنبدهاى مذكوره ، يافته‌اند كه آنها [ را ] سراپا واداشته‌اند و تاريخ آنها تخمينا چهار هزار سال [ ق . م ] بوده است ( يعنى چهار هزار سال قبل از حدود هزار و دويست هجرى ) . ديگرى نوشته : بناى اهرام ، هزار و پانصد سال قبل از عيسى - عليه السّلام - شده . ديگرى نگاشته كه اهرام ، قبور سلاطين مصر است كه در زمان حيات بنا كرده‌اند . برخى گويند : مأمون كه به مصر رسيد ، حكم كرد به هزار زحمت ، نقبى بر يكى از آن اهرام زدند ؛ جز استخوانهاى پوسيده ، چيزى نيافتند . بدان كه در تفصيل اهرام مذكوره ، آنچه مرقوم شد ، اگرچه اكثر آن نقل از كتاب جام جم مرحوم شاهزاده حاجى معتمد الدّوله فرهاد ميرزا است ( 46 ) كه او ترجمه از انگريزى به فارسى فرموده ؛ و هم آن مرحوم ، در كتاب مسمّى به هداية السّبيل - كه در سفر حجاز تأليف نموده و به چشم خويش اهرام را ديده - تفصيلى نوشته . از آن كتاب ، خلاصهء بعضى از فقرات نوشته مىشود . اهرام خيلى است كه بعضى از اهرامهاى كوچك خراب شده ؛ يكى از همه بزرگتر است و هو بناء مربّع مخروطىّ الشّكل ، على اربع مثلّثات متساوى الاضلاع ؛ و طول هر يك [ 408 F ] از اضلاع او ، آنچه در جام جم ضبط شده ، هفتصد و چهل فوت است و ما ، فوت انگليسى را سنجيده‌ايم ؛ هر يرد « 2 » [ : يا رد ] انگليسى كه ذرع ايشان است ، سه فوت است و هر فوتى ، دوازده اينچ است و هر اينچى ، مقدار سه شعير متوسط است كه به طول

--> ( 1 ) . هرمس : به ضمّ اوّل ، لفظ رومى است و ادريس عربى و به عربى اخنوخ گويند و هرمس سه نفر بوده‌اند يكى ادريس پيغمبر - عليه السّلام - معروف ؛ و دو هرمس ديگر ، يكى از اهل بابل ، و ديگرى از اهل مصر ؛ و بر ما معلوم نيست كه آن كدام هرمس باشد . ( 2 ) . يرد : به فتح ياء حطّى و سكون راء و دال مهملتين ؛ بر وزن « مرد » است .