محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

446

آثار عجم ( فارسى )

شاپور : از جمله توابع كازرون است و آن ( 36 ) ، در شمال شهر ، به مسافت سه فرسخ ، واقع است . و اين مكان ، يكى از جمله كوره‌هاى فارس بوده . [ تفصيل ابن اجمال ] : سابقا فارس ، محتوى بوده بر پنج كوره كه هر يك را پادشاهى بنا نهاده : [ اول ] : كورهء اردشير كه در آن است شهر شيراز و فيروزآباد ؛ كه تفصيلش گذشت . [ دوم ] : كورهء استخر كه در آن بيضا و رامجرد « 1 » است ؛ و پايتخت ، همان استخر بود كه تخت جمشيد آنجاست ؛ و تفصيل آنجا را نيز مفصّلا مرقوم داشتيم . [ 281 f ] ، [ سوم ] : كورهء دارابجرد كه در آن است : شهر فسا و جهرم ؛ بيان آن را نيز پيش اين نموديم . [ چهارم ] : كورهء قباد كه در آن است : بوشهر و برازجان . [ پنجم ] : كورهء شاپور كه در آن است : كازرون و جره « 2 » ( 37 ) . در زمان خلافت عمر بن خطّاب ، اين كوره‌ها مفتوح شد و به تصرّف اسلام درآمد . خلاصه ، دو فرسنگ از كازرون گذشته ، رسيدم به ده خرابه‌اى كه آن را « دريست » « 3 » مىنامند ( 38 ) . آثار ابنيه و عمارات ، در آنجا بسيار است كه مسكون نيست . چند نفر رعيّت ، خانه‌ها از نى و چوب ساخته ، در آنجا ساكن گشته‌اند و رعيّتى مىنمايند . و اين ده ، تيول مؤتمن الوزاره است . جناب مؤتمن الوزاره : ميرزا محمّد خان ، كارگزار دولت علّيهء ايران ، محاسن اوصافش ، بيرون از حيّز تقرير است و مكارم اخلاقش ، زياده از حدّ تحرير . از جمله اولاد ايشان است : جناب معتصم الملك ، ميرزا اسماعيل خان ، ارباب تجارت را رئيس است و اعيان امارت « 4 » را جليس ؛ متصّف به صفات پسنديده است و متخلّق به اخلاق حميده . تبصره : من عناياته سبحانه و تعالى ، چند روز بود كه به واسطهء حركات فوق‌العاده ، در ديده‌ام تيرگى چيرگى داشت و به جاى روشنايى ، خيرگى ؛ در ده مذكور - يعنى : « دريست » - پياده شده ، تا لمحه‌اى چشم را از آفتاب حرور ، به سايه آرم و به آب برود « 5 » ، خنك دارم ؛ و آنجا سر راه واقع شده كه از سمتى به شاپور و از طرفى به بوشهر عبور دارند . ناگهان جناب ميرزا محمّد حسين جرّاح شيرازى ، از جانب بوشهر بدانجا رسيد ؛

--> ( 1 ) . رامجرد ، معرّب رامگرد است . نام شهرى بوده است از فارس ؛ و رام مخفّف بهرام است و گرد به معنى شهر و آن ، از ابنيه بهرام بوده [ است ] . ( 2 ) . جره به كسرتين ؛ در آخر ، هاى موقوفه . ( 3 ) . دريست به دال و راء مهملتين مكسورتين و سكون ياء و سين و تاء هر سه . ( 4 ) . امارات : به كسر اوّل ، به معنى حكومت است . ( 5 ) . برود بر وزن صبور ، سرد و خنك است .