محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
561
آثار عجم ( فارسى )
آذر و دى بگذرند تا كه ز گيتى * گيتى خرّم شود به نوبت خرداد « 1 » خصم بكاهاد و نيكخواه تو در دهر * خرّمى جان او هماره بيفزاد چند كه پايد فلك به كام بپايى * و ز تو جهان ، كامران ز ياد و ملك ، شاد جناب فرهنگ : ميرزا ابو القاسم ، ابن مرحوم وصال شيرازى - رحمة اللّه عليهما - فاضلى است گرانمايه و كاملى بلندپايه ؛ به فضايل صورى و معنوى ، قدرى رفيع داشت [ 355 f ] و به خصايل نفسانى و روحانى ، عزّى منيع ؛ از خطوط ، شكسته و نسخ را نيكو مىنگاشت . در سنهء « 2 » يكهزار و سيصد و هشت ، جهان فانى را وداع گفت ( 23 ) . از قصيدهء فتح تبر ، بعض از اشعارش اين است : حديث تهمتن و داستان اسكندر * شنيده بودم و عقلم نداشتى باور از آنچه ديدم و بشنيدم اندر اين ايّام * فسانههاى كهن راست شد همه يكسر سكندر از همهء شاهان به مملكتگيرى * فسانهء گشت و حكايت كنند از او به هنر يكى به جيش ملك شاه ناصر الدّين بين * كه ياد ناورى از داستان اسكندر و گر گزاف شمارى و لاف پندارى * دليل قول من اينك امير شير شكر گزيده معتمد الدّوله عمّ شاهنشاه * كه هم خجسته خصال است و هم ستوده سير در اين دو هفته هنرها از او پديد آمد * كه خيره ماند از او عقل و تيره گشت فكر وگر به گفتهء « فرهنگ » اعتمادت نيست * به روزنامهء پاريس و انگليس ، نگر
--> ( 1 ) . خرداد : به ضمّ اوّل ، نام يكى از ماههاى بهار پارسى است . ( 2 ) . در سنهء مذكوره ، در بقعهء مطهرّه سيّد امير محمّد بن موسى الكاظم - عليهما السّلام - مدفون گرديد .