محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
536
آثار عجم ( فارسى )
آنجا شهر قديم بوده ؛ و در جايى ديگر ، دهى است موسوم به « مليان « 1 » » به مسافتى دور از تلّ بيضا ؛ در آنجا نيز ، آثارى از آن شهر است . معلوم مىشود كه شهر بسيار بزرگى بوده ؛ ولى اكنون به غير از تلهاى خاك ، چيزى مشاهده نمىشود . گويند شهر قديم بيضاء را گشتاسب « 2 » بناء نهاده بوده ( 22 ) و آثارى از آن ، آنقدر باقى نيست كه قابل نقشه برداشتن باشد . يكى از دهات آنجا ، « دنجان « 3 » » است ( 23 ) . در اوقات سير و گردش در آن ده ، نيم ساعتى فرود آمده ، رفع خستگى نمودم . [ دنجان ] تعلّق دارد به جناب معالى اياب ، حاجى هدايت اللّه مدرّس ( 24 ) - دام شرفه العالى - كه در شيراز ، با رتبتى رفيع و منزلتى منيع مىگذراند ؛ مجمعش ، مرجع علماء و محضرش ، مجمع فضلاست . از جملهء سيرگاه بيضاء ، تنگى است موسوم به « غورهدان » ( 25 ) و آن در سمت جنوب بلوك واقع شده ؛ در آن كوه ، چشمههاى خوشگوار و اشجار بيشمار است ؛ درختهاى رز بسيار سطبر و قوى هيكل طولانى كهنسال ، بسيار ديده مىشود كه مشهور است به رز جمشيدى . بههرحال جاى باصفايى است . و شكار بسيار از هر نوع و جنس ، در آن سرزمين است و بعض از جانوران درنده نيز دارد كه محلّ خطر خواهد بود . در مراجعت از تماشاى « غورهدان » مذكور ، دو فرسنگى آمده ، به دهى رسيدم موسوم به « مقصودآباد » ( 26 ) ؛ صاحب ملك ، جناب ملّاباشى ناصر الشّريعه ، در آنجا تشريف داشتند ؛ از ملاقات ايشان خوشحال شده و [ 337 f ] شبى را مصاحبانه به صبح رسانيديم ؛ فرداى آن شب را عكسى « 4 » از اين فقير برداشته كه الى بعد ، در شيراز ، پس از تكميل و اتمام آن چند ورقه عطا فرمايند . [ تفصيل اين اجمال ] : جناب معزّى اليه ، با وجود اينكه از سلسلهء علماى كرام است و در تحصيل علوم ادبيّه و معنويّه ، مرتبهء عالى حاصل نموده ، نيز كمالات صوريّه را كامل فرموده ؛ از جمله در فنون نقّاشى و عكّاسى ، ماهر و قادر است . در اين سفر ، اسباب برداشتن عكس همراه آورده تا تفنّنا بعض از امكنه را عكس بردارد . از جمله سيرگاه بيضاء ، مرغزار آنجاست كه چندين فرسنگ عرض و طول آن است ،
--> ( 1 ) . مليان : به كسر اوّل است . ( 2 ) . گشتاسب : پسر لهراسب است . ( 3 ) . دنجان : به كسر دال مهمله و نون ساكنه . ( 4 ) . عكسى بر روى شيشه برمىدارند و بعد از آن ، هر چه بخواهند بر روى كاغذ ، از آن شيشه انتقال مىدهند ؛ بطوريكه اگر هزارها صفحه بخواهند ، ميّسر است برداشته شود و اگر مدّتها آن شيشه بماند ، نقصى براى آن نيست ؛ و فقير اين علم عكاسى را قدرى خواندهام .