محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 81

آثار عجم ( فارسى )

ولى در عين حال ، زندگى خود را وقف ديگران نموده بود . مرحوم اديب كه در سال 1330 هجرى ، در مقدمهء دبستان الفرصه ، شرح احوال فرصت را نگاشته است ، دربارهء او مىگويد : « . . . با آنكه هيچوقت داراى ضياع و عقارى نبوده و ثروت و مكنتى اختيار ننموده و درك حكم و حقايق را بر جلب درم و حدايق ترجيح داده ، جز به قوت لا يموتى از جنس و فلس بهره نمىبرد ؛ مع ذلك همواره همتى و الا و يد بخششى طولانى دارد . حضرت واجب الوجود را گواه مىگيرم كه هيچيك از اينها ، در قيد تملقى نبوده ؛ انه لقول فصل و ما هو بالهزل . . . « 1 » » و خود وى دربارهء خود مىنويسد : « . . . اما مردمان ديگر كه از آغاز بلوغ الى ما شاء الله ، همواره عارج معارج تعليم و تعلم بوده‌اند و پيوسته ناهج مناهج تفهيم و تفهم ، هم اديبند و هم اريب ، هم حكيمند و هم لبيب ، جالس مجمع افاضلند و مجالس ارباب فضائل ؛ ضمير منيرشان هر معضلى را مصباح است و سرپنجهء تدبيرشان هر مشكلى را مصباح ؛ در خدمت دولت عجولند و احمال مملكت را حمول ؛ سرايى محقر دارند و انايى مكسر ؛ فرششان بوريا و حصير است و قوتشان نان و پنير . . . نه مستمرى دارند ، نه تخفيف ؛ نه مواجب و نه تشريف . جهت را معلوم داريد و علت را مرقوم . . . « 2 » »

--> ( 1 ) . ديوان فرصت الدوله ، كتابفروشى محمودى ، ص 8 ( 2 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 502 .