محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 82

آثار عجم ( فارسى )

فرصت در تمام دوران عمر ، به خدمت خلق مىانديشيد و آنچه را كه بدست مىآورد ، صرف احتياجات صغار و بستگان خود و يا دستگيرى از بينوايان مىكرد . او در چند قطعه شعر و بعضى از منشآت خويش ، توصيه‌هايى به برخى از رجال خود براى يارى رسانيدن به ناتوانان دارد ؛ بعنوان مثال در نامه‌اى ، از تأخير در پرداخت مستمرى پيرزنى كه سالانه پنج تومان از دولت دريافت مىدارد ، مىنالد و مىنويسد : « . . . از بابت وظيفهء ضعيفهء عاجزه‌اى كه هر ساله به توسط اين اقل احقر لا شىء افقر ، به آن بيچاره مبذول مىفرمائيد ، دو سال است كارگزاران دفتر ، نرسانيده‌اند ؛ لذا مأمول اين احقر آن است كه اين مسؤول بىتكلف مقبول افتد و رفاهيت حال آن عاجزه را كه مردم چشمش از حليهء بينايى عارى است و يكى از عابدات حضرت بارى ، منظور نظر داشته ، دستخطى به معتمد السلطان آقاى امان الله خان بفرمايند كه اين قليل وجه را عايد داشته ، بفرستد « 1 » . » در نامه‌اى ديگر ، به يكى از حكّام فارس مىنويسد : « . . . در همسايگى بنده ، عجوزه‌اى است كه دست قضا ، سرانگشت بر چشم جهان بينش گذاشته ، طفلى دارد صغير و يتيم . . . برات سركاريش ، پنج تومان بود كه گرفت و حواله نيز شد و هميشه گيرندهء وجه برات اين زن ، بنده بوده و هستم و مرحمت پناه ، حاجى عظيم السلطنه ، بر وجه اين برات ، وجهى مىافزود و به او مىداد . ميرزا محمد رضاى مستوفى هم به اين

--> ( 1 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 513 .