محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
مقدمهء مصحح 65
آثار عجم ( فارسى )
آنكه بر ما پيشوا باشد ز بعد اوصيا * همچو كايشانند بر ما پيشوا بعد از رسول « 1 » 5 . در منشآت خود نيز از او چنين ياد مىكند : « . . . اين حكايت را قدوهء فضلاى جهان و زبدهء عرفاى دوران ، جامع اصناف علوم محسوس و معقول ، حاوى انواع مسائل فروع و اصول ، شيخ المحققين و المدقّقين ، استادى الاعظم شيخ مفيد متخلص به داور كه در اين اوان ، از معانى و حقايق آگاه است و در مراتب سلوك و طريقت ، صاحب دستگاه ، به رشتهء نظم كشيده . . . « 2 » » 6 . در كتاب اشكال الميزان نيز غزلى دارد كه در آن ، شيخ مفيد را ستوده است و در ديوان او هم مضبوط است . فرصت و سيد جمال الدين اسدآبادى : فرصت ، در سال 1303 كه عازم عتبات عاليات بود ، در بوشهر ، در منزل حاجى احمد خان كه چندى وزير مسقط بود - با سيد جمال الدين اسدآبادى ملاقات كرد و مجذوب وى گشت . خود وى ، داستان اولين ديدار با سيد را چنين باز مىگويد : « . . . ديدم سيدى جليل و ايدى نبيل ، عمامهء سبز كوچكى بر سر دارد و قباى سفيد عربى در بر ؛ عبايى روى قبا پوشيده ، روى صندلى نشسته و جمعى به دورش حلقه بسته ، سيگارت مىكشيد ، پرسيدم كه اين بزرگوار كيست و نام مباركش چيست ؟ . . . [ گفتند ] : نامش جمال الدين اسد آبادى . . . « 3 » » و ادامه مىدهد :
--> ( 1 ) . همانجا ، ص 419 . ( 2 ) . ديوان فرصت ، ص 491 . ( 3 ) . همانجا ، ص 50 .