محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 66

آثار عجم ( فارسى )

« . . . مختصر اينكه به نقد از دار الخلافهء طهران ، او را خواسته‌اند كه ايران را نظمى دهد ؛ يعنى تمدن و سياستى را شايع سازد و ايران را از وحشت براندازد . . . چندين زبان مىداند : تركى همدانى و اسلامبولى ، انگليسى ، فرانسوى ، روسى ، افغانى ؛ از همه بهتر ، عربى حجازى و پليتك‌دان غريبى است . . . من بسيار فريفته شدم و به مصاحبتش شيفته ، لختى به سخنانش گوش داده ؛ ديدم چنان نطق مىنمايد كه انسان متحير مىماند . گفتم : سبحان الله ! اين چه اعجوبه‌اى است . . . « 1 » ! ! » در چند ماه توقف در بوشهر ، فرصت از سيد ، درسهاى سياسى و اجتماعى فراوان مىآموزد به نحوى كه از اين پس ، آثار فرصت با نظرگاههاى اجتماعى و سياسى تازه‌اى همراه مىگردد و در واقع بلوغ سياسى فرصت از اين زمان آغاز مىشود و تا دوران مشروطيت به كمال مىرسد ؛ بعلاوه فرصت يك دوره هيئت جديد را نيز از سيد فرا مىگيرد ؛ و در نتيجه فرصت به صورت يكى از پيشگامان نوآورى و تحول فرهنگى و اجتماعى و سياسى ايران جلوه مىكند كه به همان اندازه كه به آيندهء ايران زمين مىانديشد ، به گذشتهء آن نيز دلبسته و علاقمند است و در صدد است تا ريشهء عقب‌افتادگيهاى تاريخى جامعهء خود را بشناسد و دردهاى مزمن آن را درمان سازد . فرصت به حدى تحت تأثير سيد جمال الدين قرار مىگيرد كه در بخش احوالات مؤلف از دبستان الفرصه ، حدود 90 صفحه از 186 صفحهء كتاب را به احوال و آثار و افكار سيد اختصاص مىدهد . آنچه فرصت ، در زندگى و آثار سيد جمال مىآورد ، دست اول ، جامع و صادقانه است و حاصل تماس مستقيم و نزديك و طولانى با سيد است . بخشى از سخنان سيد جمال از دبستان الفرصه « 2 » :

--> ( 1 ) . ديوان فرصت ، ص 51 . ( 2 ) . ديوان فرصت ، ص 106 .