محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 52

آثار عجم ( فارسى )

فرصت در قطعه‌اى كه براى حسين قلى خان نظام السلطنه سروده است ، از او خواسته است كه وى را با خود به سفر ببرد : عهد كردى ببرى همره خود اين سفرم * سايه‌ام نيز به سر افكنى از لطف عميم من نخواهم حق ديرين تو بردن از ياد * « الله الله تو فراموش مكن عهد قديم . . . » « 1 » نخستين سفر فرصت در 23 سالگى او و در اجراى درخواست معتمد الدوله ، به سال 1293 هجرى قمرى صورت گرفت و فرصت براى نقشه‌بردارى به قلعهء « تبر » رفت و سپس در سال 1303 ، با رفاه تمام و به اتفاق برادران خود ، به عتبات عاليات مشرّف شد : شيراز را نمودم بدرود آنچنان * كز بند پادشاه كند مجرمى فرار اندر ركاب مير مؤيد جلال دين * آن قبلهء اعاظم و آن كعبهء فخار « 2 » فرصت در سال 1307 هجرى ، به سفرى به نواحى مختلف فارس پرداخت و نقشه‌هايى را كه در آثار عجم آمده است ، فراهم آورد و در سال 1311 هجرى قمرى ، به خواهش حسين قلى خان نظام السلطنه ، رهسپار بخشهايى ديگر از فارس چون تخت جمشيد و كازرون و شاپور و بهبهان و ممسنى شد و در سال 1321 هجرى ، به هندوستان شتافت . رفته از اول هجرت به شمار * سيصد و بيست و يك بعد هزار شدم از خطهء شيراز به در * جانب دشت روان چون صرصر چون دو فرسنگ ز ره ببريدم * به چنار آمده ، جا بگزيدم . . . حال وقت كتل پيرزن است * پيرزن مايهء رنج و محن است . . . اندر اين ره كتلى ديگر بود * نام آن خود « كتل دختر » بود . . .

--> ( 1 ) . ديوان فرصت ، ص 427 . ( 2 ) . ديوان فرصت ، ص 302