محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
مقدمهء مصحح 53
آثار عجم ( فارسى )
زين كتل هم چو گذشتم به مرور * كازرون گشت نمايان از دور كاروان قصد كمارج كه نمود * كازرون را بنمودم بدرود . . . از ابو شهر نشستم به جهاز * رستم از محنت و رنج شيراز عزم كردم كه نهم روى به سند * بعد از آن پاى گذارم در هند هم از آنجا بروم سوى عدن * وز عدن هم بروم در لندن . . . « 1 » فرصت خاطرات خود را از اين سفر ، به نظم و نثر نگاشته است و در اين سفر ، بر چاپ كتابهاى آثار عجم ، بحور الالحان و نحو و صرف خط آريا نظارت كرده است . در سال 1322 هجرى ، ميرزا شعاع السلطنه - پسر مظفر الدين شاه قاجار - كه حكمران فارس بود ، فرصت را به شيراز فرا خواند و مخارج راه وى را به هندوستان فرستاد و فرصت به شيراز بازگشت و در سال 1323 هجرى ، بنا به اصرار همين شاهزاده كه رهسپار تهران بود ، عازم اين شهر شد و در همان روزى كه مظفر الدين شاه از سفر فرنگستان به تهران مراجعت مىكرد ، به تهران رسيد و در عمارت خورشيد - كه اختصاص به شعاع السلطنه داشت - اقامت گزيد و پنج سال در تهران ماند و در اين مدت ، علاوه بر تدريس به اين شاهزاده ، خود در محضر علما و فضلاى تهران به تلمذ پرداخت و به قول خودش ، سود كلى و انتفاع عمدهاى كه از اين سفر برد ، دانشآموزى وى بود . فرصت در اين سفر تمام جريانات مشروطيت ايران را از نزديك مشاهده كرد و گزارش آن وقايع را - كه به سالهاى 1323 تا 26 مربوط است - نوشت و در همين سفر ، از مظفر الدين شاه لقب « فرصت الدوله » گرفت و فرمانى دريافت داشت و بالأخره به سال 1326 به شيراز بازگشت و به رياست معارف شيراز رسيد و مدارس جديد را در اين شهر تأسيس كرد « 2 » .
--> ( 1 ) . همانجا ، 435 تا 438 . ( 2 ) . ديوان فرصت ، صفحات 136 - 135 .