محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

412

آثار عجم ( فارسى )

رجوع به كتب نموده ، جواب را پسنديده داد . و نيز نوشته‌اند كه ابو اسحق الصّابى ، كتابى موسوم به « تاجى » ، در اخبار بنى بويه ، به اسم امير مذكور نوشته و گويند : از زيادى جود و سخايى كه امير عضد الدّوله را بود ، بسيارى از فحول شعرا ، قصد درگاه او مىنمودند و جايزه‌ها مىگرفتند ؛ از آن جمله ابو الطّيب متنبّى است كه قصايد بسيار در مدح وى گفته و امير ، خود نيز شعر را در كمال لطافت مىفرموده . فقير شنيده‌ام كه ديوانى دارد ، ولى نديده‌ام . و اين دو شعر ، از افكار اوست : ليس شرب الراح الّا فى المطر * و غناء من جوار فى السّحر غانيات سالبات للنّهى * ناغمات فى تضاعيف الوتر « 1 » و اعمال خير او در جهان بسيار است . از جمله عمارات عالى است كه بر سر روضهء مطهّرهء امير المؤمنين على و حسين بن على - عليهما السّلام - بنا كرده [ است ] . از جمله ، حصار مدينهء منوّرهء حضرت رسول ( ص ) را عمارت نموده . از جمله ، بركه‌اى در قلعهء استخر ساخته [ 253 F ] ؛ كه پيش از اين ، تفصيلش مرقوم گرديد . از جمله ، بند مذكور است كه در زمان سلطنت و سكونت در فارس ، بر رود كر بسته ؛ كه تفصيل آن خواهد آمد . از جمله ، دار الشّفايى در بغداد ، به كمال زيبايى و صفا بنياد نهاده و املاكى را بدانجا وقف نموده . از جمله ، بناهاى ديگر در شيراز داشته ؛ از ايوان و سرا و بازار و خانقاه و غير ذلك كه

--> « بعّد » و امثال آن قائل شديم و اگر انت و الاسد وارد شده بود ، به تقدير « ابعد انت و الاسد » قائل مىگرديديم . بالجمله ، چنان كه بعضى مهرهء فن گفته‌اند : علل نحويه ، از قبيل نكت ، بعد از وقوع است و در اين مسئله ، چند قول ديگر هم هست : يكى آنكه : عامل نصب فعل متقدم به امضاى فعل است به توسط الّا . دوم : آنكه عامل خود الّا است . سيّم : آنكه عامل آنّ مقدره است : « بعد » الّا و خبر محذوف است ؛ پس « الا زيدا » به تقدير « الّا انّ زيدا لم يقم » است . چهارم : آنكه در اصل « انّ لا » بود و « لا » عاطفه است و نون دوم از آن حذف شده است و نون اوّل در لام ادغام گرديده . پنجم : آنكه عامل مستثنى منه است و به واسطهء الّا و تحقيق ؛ و تفصيل اين اقوال ، موجب تطويل است . ( 1 ) . يعنى نيست آشاميدن شراب نيكو ، مگر در باران و در خوانندگى از دخترها در هنگام سحر كه آن دخترها خوانندگان باشند ، ربايندگان باشند مرعقول را نغمه سرايان باشند در اثناء رود يعنى هم بخوانند و هم بنوازند .