محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

413

آثار عجم ( فارسى )

اكنون اثرى از آنها باقى نيست بجز طاقى و سدّه‌اى كه در تنگ اللّه اكبر ، نزديك ركناباد است و بر بالاى آن طاق ، بقعه‌اى است كه در آن ، قرآنى بزرگ گذارده و آن را « قرآن هفده من » « 1 » گويند و قوافل از زير آن عبور و مرور مىنمايند . بالجمله ، امير مذكور ، مدّت 34 سال پادشاهى نموده و در سنهء 372 ، حال‌گونى - كه از عمرش 48 سال ، تقريبا گذشته بوده - جهان را وداع گفته ؛ قبرش در نجف اشرف ، در پايان روضهء مقدّسه است ؛ رحمة اللّه عليه و على سريرته « 2 » . اكنون برويم بر سر مطلب خود . گفتيم كه بند مذكور را امير عضد الدّوله بسته و بر آن بند ، پلى ساخته كه 13 چشمه طاق دارد ؛ سنگهاى عظيم را با ساروج و رمل كه به هم ورزيده ، بر روى يكديگر گذارده و چنان نصب كرده كه مانند يك پارچه كوه گرديده ؛ و سابقا مذكور داشتيم كه « كوه در دريا » ، اشاره به همين بند است . دهن طاقهاى آن ، به طرف شمال و جنوب گشاده است و آب رودخانه از جانب شمال آمده ، به سمت جنوب مىرود . طول آن ، 115 ذرع ؛ عرضش ، 5 / 4 ذرع است . طول و عرض پل : تشريح آن : از پايهء طاقها تا كف رودخانه ، سدّه‌اى است كه عبارت از بند باشد و آن به جاى شالودهء پل مذكور است و ارتفاع آن ، قريب 8 ذرع مىباشد و سمت جنوب آن سدّه و بند ، منبسط ساخته شده ؛ متدرّجا ، رگ به رگ [ 254 F ] سنگها ، پلّه مانند است و در وقت فرو ريختن آب ، خيلى تماشا دارد ؛ و در سمت شمال بند مذكور ، به دو طرف رودخانه ، دو ديوار و سدّهء عظيم كشيده‌اند ، بسيار طولانى كه به مقدار دو سه هزار قدم ، طول آنهاست ؛ پس به سبب آن ديوارها و به واسطهء ارتفاع بند مذكور ، ناچار آب بالا آمده و مرتفع مىشود . چون اين مطلب دانسته شد ، گوئيم كه به مسافت 500 قدم دور تر از بند ، در طرف يسار « 3 » رودخانه ، دو جدول بزرگ بريده‌اند كه آب رودخانه به واسطهء مرتفع شدن ، در آن دو جدول سوار شده مىرود به جانب كربال ، از براى زراعت آنها ؛ و در ديوار و سدّهء طرف يمين « 4 » رودخانه ، به مسافت چند قدم دور تر از بند ، دو درب است - كه

--> ( 1 ) . از آن گويند كه مشهور است ؛ وزن آن قرآن ، هفده من است ؛ اللّه اعلم . ( 2 ) . گويند حين وفات وصيت كرد : از مقبرهء او تا پايين پاى حضرت امير المؤمنين ( ع ) نقب زنند و زنجيرى از نقره ، به گردنش نهند و ميخ زنجير را در زير پاى حضرت بر زمينى فرو برند و بر تخته‌اى گفت بنويسيد اين را : « و كلّهم باسط ذراعيه بالوصيد » و آن تخته را پهلوى او دفن كنند . ( 3 ) . مقصود طرف يسار است كه بالفرض و التّقدير در ميان رودخانه باشد و به همان جانبى كه آب جارى است . ( 4 ) . مقصود عكس مذكور در فوق است ؛ يعنى طرف يمين شخصى كه مثلا در رودخانه باشد و همراه آب