محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

400

آثار عجم ( فارسى )

زاده از آسمان . [ مطلب ديگر ] : در مسافرت‌نامچهء سيّاح انگليسى ، تفصيلى ، مىنويسد در حلقه‌اى كه مكرّر ما نام آن را برده‌ايم و گفتيم كه بعض از اهل يوروپ نوشته‌اند آن حلقه در معابد پارسيها آويخته [ 241 f ] بوده ؛ گاه پيمان و ميثاق آورده ؛ دو نفر كه با هم معاهده داشته‌اند ، به دست گرفته ، پيمان خود را محكم مىنموده‌اند ؛ و ليكن اين سيّاح مىگويد : آن حلقه ، سر پيچ است ؛ يعنى حلقه‌اى از ريسمان مىبافته‌اند ؛ هنگام تاج‌بخشى ، پادشاهى به ديگرى مىداده « 1 » . مؤلّف گويد : اين توجيه و تحقيق بد نمىنمايد ؛ و ليكن فقير در بعض از جاها كه آن حلقه را بوضوح ديده‌ام ، به شكل دايرهء حقيقى نيست ، بلكه يك طرف آن ضلع دارد ؛ و شكل آن را سابقا در حاشيه كشيده‌ام نظر به اين معنى ، تصوّر نمىتوان كرد كه چگونه آن را به دور سر خود مىنهاده‌اند : اللّه - تعالى - اعلم . [ مطلب ديگر ] : بعضى نوشته‌اند كه در مجالس آثار قديمه ، هر جا شبيه اشخاصى است كه دست خود را پيش بينى برده‌اند ؛ اشاره به اين است كه خاموشند و صحبت نمىكنند . الحال بايد برويم بند امير ؛ و از راه ارسنجان مىرويم تا آثار غريبهء آنجا را هم ديده باشيم . از مشهد مادر سليمان بازگشت نمودم به صحراى كمين - كه سابقا مسطور گرديد - و از كمين قريب 3 فرسنگ آمدم تا ارسنجان . در عرض راه ، جنگل بسيار بود ؛ امّا راه صاف و هموار است و صعوبتى ندارد . ارسنجان « 2 » ( 1 ) : قصبه‌اى است در طرف شرقى شيراز ، به مسافت 18 فرسنگ تقريبا دور از آن ؛ مشتمل بر توابعى چند ؛ و آن سرزمين سردسير است ؛ آبش از چشمه‌سارها و قنوات ؛ حاصلش غلّه و برنج و ميوه‌جات ، خاصّه انارش ، در غايت خوبى و نهايت مطلوبى است . ربّى كه از انار آنجا سازند ، منحصر است در فارس ؛ و در خود قصبه ، تخمينا 800 درب خانه است ؛ مساجد بزرگ و با صفا دارد ؛ و مدرسهء باشكوه و زيبا كه در زمان شاه سلطان حسين

--> ( 1 ) . به اين معنى به اينطور نيز ممكن است كه بدان حلقه ، معاهده مىنموده‌اند و سلطنت مىبخشيده‌اند ؛ و وليعهد ، آن را از دست پادشاه اخذ مىكرد ، ولى بر سر نمىگذارده كه تاج دائمى او باشد ؛ اللّه اعلم . ( 2 ) . به فتح همزه و سكون راء مهمله و سين مهمله نيز كه به نون زده باشد و جيم و الف و نون ، معروف است .