محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

399

آثار عجم ( فارسى )

ايرادهايى كه سابقا در نقش رستم نموديم ، اينجا نيز وارد است كه ليس كمثله شىء و هو السّميع البصير . [ مطلب ديگر ] : مجلسى كه در كوه نقش رستم است ، كه تفصيل آن را نوشتيم ، فقط دون نقشه ؛ و گفتيم شبيه پادشاهى با چند نفر كه گويا پادشاه از درگاهى مىخواهد بيرون بيايد . در مسافرت‌نامهء انگريزى مرقوم است كه آن صورت بهرام دوم « 1 » است از سلاطين ساسانى ؛ و وفات او را اهل تاريخ ، 292 مسيحى نوشته‌اند . [ مطلب ديگر ] : ديگر ، مجلسى كه نيز در كوه نقش رستم است و به نمرهء 32 ، نقشهء آن را كشيده‌ايم . نوشته است : صورت شاپور اوّل است و دو نفر در جلوى آن ؛ يكى زانو بر زمين زده است و آن ، ولرين « 2 » پادشاه روم است ؛ اسير و معزول گرديده ؛ و ديگرى كه شاپور ، دست او را گرفته ، سيريدس « 3 » - پادشاه جديد روم - است ؛ آن را به جاى والرين نصب مىنمايد . مؤلّف گويد كه ما پيش از اين ، در بيان آن مجلس گفتيم كه در آنجا ، خطوط پهلوى نوشته شده و محو گشته ؛ درست خوانده نمىشود . آن شخص انگريز [ ى ] چون در ازمنهء قديمه آنجا رفته ، آن خطوط را خوانده و ترجمه نموده است . در اينجا مرقوم مىشود : ترجمهء خطوط پهلوى مجلس شاپور در نقش رستم اين صورت خداوندگار شاپور ، پرستندهء خداست ؛ پادشاه پادشاهان عالم ؛ زاده از آسمان « 4 » ؛ پسر خداوندگار اردشير ، پرستندهء خدا ؛ پادشاه پادشاهان ايران و نبيرهء بابك ؛

--> ( 1 ) . پسر بهرام بن هرمز است كه پدر از غايت شوق به وى ، نام خود را به دو نهاده و جلوسش را 5820 سال بعد از هبوط گويند . ( 2 ) . تشكيل آن ، سابقا گذشت . ( 3 ) . به كسر اوّل و سكون دوم و حرف سيّم راء مهملهء مكسوره و بعد ، ياء حطّى ساكنه ؛ بعد ، دال و سين مهملتين . ( 4 ) . معلوم است كه مرادش از اين زايش ، غير از زايش صورى است ؛ چنانچه تولد از علم و تولد از ايمان و غير ذلك گفته‌اند . و حضرت عيسى - على نبيّنا و عليه السّلام - فرموده : لن يلج ملكوت السّماء من يولد مرتّين ؛ كه مراد حضرت ، يكى تولد جسمانى است و يكى تولد روحانى كه تولد از علم باشد ؛ پس مىشود كه ولادت غير از ولادت صوريّه هم باشد و اينكه گويد زاده از آسمان ، شايد مرادش اين باشد كه مؤيّد به تأييدات آسمانى هستم و مقصودش از اين عبارت ، تأثير آباء علوى در امّهات سفلى از براى توليدش نيست ؛ زيرا كه آن واضح بود و حاجت به بيان نداشت ؛ لهذا به نظر مىآيد كه مرادش همان باشد كه مذكور داشتيم .