محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
392
آثار عجم ( فارسى )
خشايثى « 1 » هم مستعمل مىداشتهاند و اين فرق هم نيز به واسطهء تغيير زبان در ازمنهء متطاوله است . در اين زمان ماها [ نيز ] ، از اين گونه تغييرات در لغات بسيار است ؛ مثلا كلمهء « بود » را كه به دال مهمله تلفّظ مىنمائيم ، وقتى « بوذ » به ذال معجمه استعمال مىشده ؛ همچنين نمود ، نموذ و شنيد ، شنيذ ؛ يا اينكه مثلا مثل اشكم و اسپر ، كه الحال شكم و سپر مىگويند ؛ و هكذا امثال ، بسيار است . [ ترجمهء خطوط در مشهد مادر سليمان ] چون مطالب فوق دانسته آمد ، ترجمهء خطوط در مشهد مادر سليمان را خواهيم نمود ، امّا ترجمه را با رقم حروف ميخى و با تحت [ 234 f ] الّلفظ آن ، به زبانى كه داشتهاند ، مرقوم مىداريم و پيش از اينها كه به اين طريق ترجمهء خطوط تخت جمشيد و غيره مسطور نگرديد ، به ملاحظهء اختصار بود و در اينجا چون مطلب آن ترجمه بسيار نبود ، بدين روش پيش آمديم كه در ضمن هم دانسته شود كه سطر را از طرف دست چپ شروع مىنمودهاند ؛ چنان كه سابقا اشاره به اين معنى شده است : اسكن
--> ( 1 ) . به فتح خاء و شين معجمتين و الف و ياء مثناة تحتانيّهء مفتوحه و ثاء مثلّثهء مكسوره و ياء ايضا مفتوحه .