محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
336
آثار عجم ( فارسى )
فكرى كه نه ياد اوست ، آن فكر بود ناقص * ذكرى كه نه نام اوست ، آن ذكر بود ابتر وصفش به قلم نايد گر ز آنكه همى گردند * بحر آمه « 1 » ، شجر خامه ، افلاك همه دفتر حرفى نشود تقرير از مدح و ثناى او * گر خلق جهان آيند مدّاح و ثناگستر جايى كه خدا مدحت فرمود ز لولا كش « 2 » * فرصت تو سخن بگذار و ز مدح و ثنا بگذر تا رحمت حق آيد بر مؤمن و بر مسلم * تا لعن خدا باشد بر مشرك و بر كافر دلهاى محبّانش چون باغ جنان خرم * بر جان حسودانش آتشكدهسان ، آذر . پس از هفتمين روز ، از تخت جمشيد حركت نموده ، رفتم در تنگى كه آنجا را « نقش رجب » « 3 » گويند و « نقش قهرمان » ش نيز خوانند و آن تنگ ، در همان كوه رحمت است كه تخت جمشيد [ 196 f ] در پايان آن واقع شده و نقش رجب تا تخت جمشيد ، به مسافت نيم فرسنگ است ؛ يعنى از پايتخت رو به طرف جنوب در دامنهء كوه مىروند تا مىرسند به آن نقشها ؛ و آنجا درّهاى است در كوه . در آخر درّه ، فضايى است كوچك مثل كرياس « 4 » كه از كوه طبيعى است و كوههاى اطراف آن كرياس ، بسيار كوتاه است . در آنجا ، 3 مجلس صورت ، بر سنگ كوه نقر كردهاند : يك مجلس در طرف دست راست شخص است ، هر گاه رو به جنوب بايستد ؛ يك مجلس روبرو و مجلس ديگر در طرف دست چپ است . [ مجالس سهگانه ] : نقش رجب . مجلس اوّل : تفصيل مجالس سهگانه : مجلس دست راست ، مسطّحهاى است كه ارتفاع آن به مقدار 2 ذرع و عرضش 3 ذرع و نيم است و آن مجلس تا زمين ، چندان مسافت ندارد . در آن مسطّحه
--> ( 1 ) . بر وزن نامه ، دوات نويسندگى . ( 2 ) . اشاره است به حديث قدسى معروف : لولاك لما خلقت الافلاك ( يعنى اگر وجود تو نبود اى پيغمبر ، نمىآفريدم آسمانها را ) . ( 3 ) . اين كلمه نيز از مستحدثات است و اصلى ندارد . ( 4 ) . بالكسر ؛ سابقا گذشت كه به معنى بالا خانه است و به معنى دربار و جلوى خانه نيز آمده [ است ] .