محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
296
آثار عجم ( فارسى )
ترجمهء خطوطى ديگر كه نيز در عمارت مذكور است : من هستم داريوس ، پادشاه بزرگ و شاهنشاه و پادشاه ولايات كه به شمار نمىآيد ، پسر گشتاسب كيان . داريوس پادشاه مىگويد : از مهربانى اورمزد اين ولايات « 1 » هست كه من به لشكر پارسى نگاه داشتهام ، كه از من ترسيدند و به جهت من ، باج و پيشكش آوردند : بابل ، عربستان ، مصر ، ارمنستان ، يونان ، بلخ ، بلغارستان ، بختيارى ، هند ، خراسان و غير اينها . ( 2 ) دارا [ ى ] پادشاه مىگويد : چون بپندارى من از هيچ دشمن نمىلرزم ، اين لشكر پارسى ، حفظ و نگهدارى مىكنند . وقتى كه لشكر پارسى حفظ داشته باشد ، خوشوقتى [ 170 F ] و شادمانى تا مدّت زمانى خواهد برقرار ماند . اورمزد به التماس ماها برسد . ترجمهء خطوط لوح ديگر در عمارت دارا : خداى بزرگ [ است ] اورمزد ، كه اين دنيا را آفريده است و آسمان و زمين [ را ] آفريده است و آدم [ را ] آفريده است و آسايش [ را ] براى مردم آفريده است . من هستم زرگزس « 2 » ، پادشاه بزرگ و شاهنشاه و پادشاه اين ولايت كه بسيار جمعيّت در آن است و پادشاه دور تر از اين ولايت ، پسر پادشاه دارا . زرگزس پادشاه مىگويد : از مهربانى اورمزد ، اين قصر كه تمام ملّت را نشان مىدهد « 3 » ، [ من ] ساختهام و در ايران هم بسيار جاهاى ديگر خوب هست كه من ساختهام و پدرم ساخته است . اين جور كارها كه خوب مىنمايد ، از مهربانى اورمزد است كه ساختهايم . زرگزس پادشاه مىگويد : اورمزد مرا و دولت مرا حفظ كند و آنكه من ساختهام و آنكه پدرم ساخته است . ( 3 ) مؤلّف گويد : معلوم مىشود از ترجمهء فوق كه آن عمارت را اوّل دارا ساخته ؛ چون ناتمام بوده ، پسرش زرگزس تمام كرده و عمارت بر آن افزوده ؛ چنان كه در ترجمهء كتاب فرانسوى مذكور بود و پيش از اين گفته آمد ؛ و اللّه اعلم . [ عمارت ديگر ] : ديگر از جمله عمارات تخت جمشيد ، عمارتى است كه روى مهتابى ديگر بوده به اندك فاصله از عمارت دارا - كه مذكور شد - و در آن مهتابى ، سرايى مخروبه و منهدم است ؛ بلكه
--> ( 1 ) . اين ولايات مشار اليها ، شهرها و ولاياتى است كه در ذيل نام برده از بابل و عربستان و غير ذلك . ( 2 ) . پيش از اين ، تشكيل اين لفظ شده و گذشت . ( 3 ) . مرادش اشكال و صورى است كه در عمارت ساختهاند و اصناف و انواع مردم را كشيدهاند .