محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
286
آثار عجم ( فارسى )
مؤلّف گويد : نيز براى مزّيت اعتبار بعضى از سلاطين ، در آنجاها به يادگار چيزها نوشتهاند ؛ از جمله در آن عمارت ، بر سنگى نوشته است : " الامير المؤمنين علىّ بن ابيطالب : اين الملوك التّى كانت مسلّطة * حتّى سقاها بكأس الموت ساقيها « 1 » كم مّن مدائن فى الآفاق قد به نيت * امست خرابا و دان الموت اهليها « 2 » حرّره علىّ بن سلطان خليل بن سلطان حسن « 3 » . سنة تسع و ستّين و ثمانمائه . » همچنين امير عضد الدّولهء ديلمى در آنجا نام خود را بر سنگى ، نقش نموده و تاريخى نوشته ؛ خلاصه ، فقير در كتابى ديگر كه فرانسوى بود و مترجمى ، آن را برايم ترجمه نمود ، ديدم نوشته بود : " در تخت جمشيد ، عمارتى است كه دارا ساخته و در آن عمارت ، به خطّ ميخى نوشته به ديوارى كه : « اين عمارت را دارا ساخته ، ولى تمام نكرده ؛ پسرش ، زرگزس ، تمام نموده و سلطان ابراهيم ، پسر شاهرخ ، پسر امير تيمور ، در آنجا چيزى به فارسى نوشته و تاريخش عربى است ؛ 826 سال بعد از هجرت محمّد پيغمبر خودش ، آن را نوشته » . معلوم مىشود كه مورّخ كتاب فرانسوى ، خطّ ميخى و غيره را مىتوانسته بخواند ؛ و وقتى در يكى از كتابهاى تاريخ فارسى - كه نامش را الحال به ذهن ندارم - ديدم نوشته بود كه اسكندر رومى ، در آن شبى كه تخت جمشيد را آتش زد ، جلوسش در همين عمارت دارا بوده و بساط عشرت و نشاط و اسباب عيش و انبساط ، در آنجا گسترده
--> ( 1 ) . يعنى كجا هستند پادشاهان كه بودند با تسلّط و قدرت ؛ تا اينكه چشايند آنها را به جام مرگ ، ساقى آن جام . ( 2 ) . يعنى چه بسيار شهرها در اطراف جهان كه بنياد شده است و گرديد خراب و ويران ؛ و نزديك شد مرگ ، اهالى آن را . ( 3 ) . على بن سلطان خليل ؛ از تركمانان آق قوينلوىاند . سلطان حسن ، مشهور به حسن بيگ ، در عراق و فارس و كرمان و غير ذلك حكمرانى كرد و كشته شد و اين طايفه گويند از نسل چنگيزند و حكمرانى آنها قبل از ظهور صفويّه بوده ؛ و على مذكور ، يكى از پسرهاى سلطان خليل مذكور است كه عبورش به استخر افتاده [ است ] .