محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
244
آثار عجم ( فارسى )
ترسم « 1 » : يعنى « ترسيدم » ؛ و در عربى « خفت » . [ ص : tarsam : مىترسم ] كوبتّايى « 2 » : يعنى « مىگويد » ؛ در عربى « يقول » گويند . [ ص : از ريشه Gaub : گفتن ] « 3 » [ و ] همين قدر كافى است . اسكن يكى از كتيبههاى ميخى تخت جمشيد تنبيه : حالا مىخواهيم مطلبى ديگر بگوئيم و از خطوط پهلوى شمّهاى بنگاريم ؛ انشاء اللّه تعالى . مخفى نماند كه در بلوك مرودشت قريب به تخت جمشيد ، جايى است كه آن را نقش رستم نامند ؛ همچنين جايى ديگر كه آن را نقش رجب خوانند كه بيان آنها خواهد آمد . در آنجاها [ 149 f ] ، بعض از خطوط پهلوى ، منقوش بر سنگ است ؛ مثل خطوط در شاپور كازرون كه آنها هم پهلوى است . زمانى كه آن خطوط پهلوى را ديدم ، افسوس مىداشتم از اينكه ترجمهء آن خطوط را نمىدانم ؛ مثل افسوسى كه مرا در خط ميخى بود . بعد از اينكه از سفر مرودشت مراجعت نمودم و جدّ و جهدى تمام در يافتن خط ميخى ، مرعى داشتم ، درصدد آن برآمدم كه از خط پهلوى نيز فى الجمله اصطلاحى به دست آرم و همچنين از ترجمهء آن خطوط پهلوى كه منقوش بر آن احجار است ، آگاهى حاصل نمايم ؛ قضا را به توسّط دوستى ،
--> ( 1 ) . به فتح حرف اوّل . ( 2 ) . به ضمّ كاف عجمى و سكون واو و باء مفتوحه و تاء قرشت مشددّه و الف و دو ياء حطّى . ( 3 ) . [ تصحيحات فوق ، از استاد گرامى جناب آقاى دكتر محمود طاووسى ، استاد دانشگاه شيراز است . ]