محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

232

آثار عجم ( فارسى )

زبان تركى هم شعبه‌اى از زبان تبّتى است ؛ امّا زبان سريانى كه آن را « سيرىدن « 1 » » نيز گويند ، در اراضى شامات بدان تكلّم مىنمودند و زمان نوح پيغمبر « 2 » ( ع ) ، به اين زبان سخن مىگفتند ؛ امّا زبان عبرى : اين زبان طايفه‌اى بوده كه در طرف فرات « 3 » مسكن داشتند و آن در زمان « عابر » كه مشهور به « هود » ( ع ) است ، بوده ؛ امّا زبان عربى : يعرب « 4 » پسر قحطان كه پسرزادهء هود ( ع ) بود ، عبرى را تبديل كرد و از آن وقت ، عربى شايع شد ؛ پس زبان عبرى و عربى هم از يك شجره‌اند . مؤلّف گويد : بعض از ادباء [ 139 f ] گفته‌اند فرق ميان عبرى و عربى ، مثل فرق عربى و عبرى است و لطافتى در اين كلام است . ( انتهى ) امّا زبانهاى ديگر كه در عالم بوده و هست ، غير از مذكورات ، همه از يك شجره‌اند . بيان ذلك : اصل اصل همهء زبانها ، زبان ايرائى « 5 » بوده كه مأخذ اشتقاق « ايرا » و « ايران » يكى است و آن را « ايرى » و « آرين » « 6 » نيز گويند و آن زبان ، ابتدا در وسط آسيا « 7 » در ميان قومى متداول بوده ؛ اين قوم زراعت پيشه بودند . چون جمعيّت آنها زياد شد ، متفرّق شدند ؛ هر چند نفرى به سمتى از كرهء ارض رفته ، در آنجا ساكن شدند و به همان زبان خود تكلّم مىنمودند . رفته رفته ، به سبب تغيير آب و هوا و شدّت سرما يا گرما ، در لهجه تغييراتى به هم رسيد ؛ همچنين به واسطهء كثرت استعمال نيز ، در لغاتشان تغيير پيدا شد . اينكه گفتيم به سبب گرما يا سرما تغيير در لغت پيدا شد ، محلّ تعجّب نباشد ؛ مثلا بالفرض ، در لغت « پدر » به كسر اوّل و فتح ثانى تلفّظ مىكردند ؛ قومى در سر حد رفتند و سرما نديده بودند ؛ در ايّام سرما به سبب سستى كه در لهجهء

--> ( 1 ) . به كسر حرف اوّل و حرف سيّم و حرف پنجم است . ( 2 ) . بعضى ولادتش را 1642 بعد از هبوط آدم گفته‌اند . ( 3 ) . به ضم اوّل ، نهرى است معروف كه از حدود روم گذشته ، به شام آمده ؛ پس به كوفه رسيده ، با دجلهء بغداد يكى شده ، داخل در درياى فارس مىگردد . ( 4 ) . كسى است كه اوّل تكلّم به عربى كرد . در مجمع البحرين گويد : هو اوّل من تكلّم بالعربيه . ( 5 ) . به كسر حرف اوّل است . ( 6 ) . به مدّ حرف اوّل و سكون ثانى و فتح ثالث است . ( 7 ) . يكى از تقسيمات خمسهء كره است كه در مشرق اروپا واقع شده ؛ طول او را از مشرق تا مغرب ، تخمينا 6000 ميل نوشته‌اند و پهناى آن را 3000 ؛ و حدّ مغربى آن ، اروپاست و حدّ شمال و جنوب و مشرقى آن ، درياست . و از جمله ولاياتى كه در وسط اقليم آسيا واقع است ، ايران است كه متّصل است سمت شمالى آن به بحر خزر و ولايت گرجستان كه از ايران بوده ؛ الحال ضميمهء بلاد روسيه است و طرف شرقى او به ولايت كابل و افغانستان و بلوچستان كه هم در قديم جزء بلاد ايران [ بود ] و الآن دولت على حدّه [ دارد ] .