محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

233

آثار عجم ( فارسى )

آنها به هم رسيد ، پدرا را « پدر » به سكون حرف دوم و سوم استعمال نمودند ؛ بعد رفته رفته ، دال آن هم به تاء بدل شد ، « پتر » گفتند - چنانچه در زبان لاتين پدر را پتر گويند و عنقريب ذكر آن خواهد آمد - بالجمله ، در ازمنهء متطاوله ، زبان آرين كه شايع در ميان آن طوايف متفرّقه بود ، تغييرات كلّى بهم رسانيد و اين مطلب هم بديهى است كه تغيير لهجه و لغت در ميان آن طوايف مختلف المسكن ، البتّه بر يك طريقه و بر يك نسق نبوده است ، بلكه در هر طايفه و هر فرقه ، يك قسم تغيير بهم مىرسيده است ؛ مثلا طايفه‌اى پدر را پتر گفتند - چنانچه مذكور شد - طايفه‌اى ديگر كه در سرزمين ديگر مسكن داشتند ، پدر را به سببى از اسباب ، رفته رفته « پادر » گفتند ؛ طايفهء ديگر « فدر » ؛ يعنى بجاى باء سه نقطه ، « فا » استعمال نمودند و همچنين فرقهء ديگر ، « پيدر » ؛ يعنى بعد از حرف اوّل ، ياء حطّى افزودند . اين است كه تمام زبانهاى عالم ، اكثر لغاتشان ، قريب به هم است و بسيار مىشود كه در السنهء مختلفه ، لغاتى كه مسمّاى آنها يكى باشد - يعنى در معنى مشترك باشند - در بعض حروف ، ايضا [ 140 f ] اشتراك دارند ؛ مثل همان لغت پدر كه در آن ، راء مهمله است ، در ساير زبانهاى غير فارسى نيز « راء » موجود است . مؤلّف گويد : ما در اينجا به جهت سهولت ادراك اين معنى ، در جدولى ، اين مثال را مرقوم مىداريم : اسامى زبانها / فارسى / انگليسى / لاتين / سانسكريت / بنگالى لغات مشترك به حرف را / پدر / فدر « 1 » / پتر « 2 » / پثيرى « 3 » / پيتر « 4 » مشتركه به حرف واو / دو / تو « 5 » / دو « 6 » / دوى « 7 » / ديو « 8 » مشتركه به حرف سين و تا / ايستاد / استود « 9 » / است « 10 » / است « 11 » / استن « 12 » اين محض مثال بود ؛ و الّا از اين قبيل بسيار است مثل لغت لب كه فارسى است ؛

--> ( 1 ) . به فتح اوّل و كسر ثانى است . ( 2 ) . به كسر اوّل و سكون ثانى و ثالث . ( 3 ) . به كسر اوّل و سكون ثانى و ثالث و كسر حرف چهارم . ( 4 ) . به كسر اوّل و سكون ثانى و فتح سوم است و حرف آخر ساكن . ( 5 ) . به ضمّ اوّل و اظهار واو . ( 6 ) . همچنين است . ( 7 ) . به كسر اوّل و ضمّ ثانى و سكون ثالث . ( 8 ) . به كسر اوّل و ضمّ ثانى و سكون ثالث . ( 9 ) . به كسر اوّل و ضمّ سيّم و سكون چهارم و پنجم است . ( 10 ) . به كسر اوّل و سكون دوم و سيّم . ( 11 ) . به كسر اوّل و سكون دوم و فتح سيّم . ( 12 ) . به كسر اوّل و سكون ثانى و فتح ثالث و حرف آخر ساكن .