محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
202
آثار عجم ( فارسى )
زنهاى مردم را كه به زور مىبرد و رحم نمىآورد و مىكرد آنچه مىكرد . سال گذشته از جانب حكومت [ 127 f ] سابقه ، لشكر و قشون با توپ ، تعاقبش نهاده كه او را قلع و قمع كنند و دفع شرّش را از سر مسلمانان بنمايند . مدّتى مديد در بيابانها دنبالش بودند ؛ به دست نمىآمد ؛ آخر به سمت كرمان و بندر عبّاس گريخت ؛ حتّى اينكه از كرمان هم قشونى با توپ او را عقب نمود ، سودى نبخشيد ؛ تا در اين اوقات كه زمام حكمرانى فارس به كف كفايت حضرت اجلّ اكرم اعظم ، آقاى نظام السّلطنه - ادام اللّه ايّام حكومته - افتاد ؛ چندى متعرّض او نشده ، تا اينكه خاطر جمعى حاصل نمود . از جاهاى بعيد ، كم كم آمد قريب به « ده بيد » « 1 » ؛ آنجا توقّف كرد ؛ بندگان حضرت مستطاب اجلّ اكرم ، مخفى از همه كس ، نوّاب مهدى قلى ميرزاى سهام الملك را فرستاده ، با يك عراده « 2 » توپ ، به آن جانب ؛ شبى قريب به طلوع صبح ، به يك شليك « 3 » توپ ، برج و باروى او را خراب كرده و سواران چند هم تعيين فرموده بودند كه در آن وقت معيّن ، وارد آن سرزمين شدند ؛ با تفنگ شليك نمودند ، از حسن اتّفاقات ، رضا خان در برجى بوده كه توپ را به آن بسته بودند . زخمى به او رسيده ، با حال مجروح سوار شده ، فرار اختيار كرد . سواران از عقبش تاخته ، سرش را از بدن جدا نموده ، آوردند . على نقى خان ، پسر عموى رضا خان كه آن هم ياغى بود ، كشته گرديد . پسرهاى رضا خان و زنها و كسانش را اسير كرده ، با سر نامباركش وارد شيراز ساختند . برادرش كه « كوهى » نام دارد و گريخته بود ، چون چنين ديد ، به پاى خود با قرآنى آمده ، پناه به اردو آورد ؛ تا سرانجامش چه شود . اهالى شيراز و ساير قصبهجات و دهات - از اعلى و ادنى ، رجالا و نساء ، صغيرا و كبيرا - همه آسوده حال ، به دعاگويى وجود مسعود بندگان حضرت اجلّ اكرم مشغول گرديدند . [ قضيهء ديگر ] : قضيهء ديگر ، مقارن قضيّهء مذكوره واقع گرديد و آن اين است كه سابقا شخصى بود از طايفهء ابيوردى « 4 » ؛ و پنجه على نام
--> ( 1 ) . اسم جايى است قريب به شيراز و از توابع آن است . ( 2 ) . بر وزن قرابه ؛ اين اصحّ است ؛ چو [ ن ] كه در آن گفتگوها نموده ؛ بعضى همزه به جاى عين ، بعضى باء موحدّه به جاى دال نويسند و بعضى راء آن را تشديد دهند . پس از تفحّص ، معلوم گرديد كه اصحّ همان است كه مذكور شد . ( 3 ) . به كسر اوّل و تشديد حرف ثانى معروف است ؛ و شلّك به حذف ياء نيز صحيح است . و آن تركى است . ( 4 ) . طايفهاى هستند كه از خراسان آمده ، در فارس سكونت دارند . شهر ابيورد معروف است و از ايران