محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

201

آثار عجم ( فارسى )

* * * اكنون كه شهر صفر المظفّر سنهء 1311 هجرى است ، بايد بر حسب فرمان قضا توأمان بندگان ثريّا مكان ، امير كامياب ، فلك جناب ، زيبندهء مسند برترى و اجلال ، فرازندهء لواى سرورى و كمال ، صاحب مكارم [ 126 f ] اخلاق و معروف ممالك آفاق ، حضرت اجلّ اكرم ، آقاى نظام السّلطنه ، صاحب اختيار مملكت فارس - ادام اللّه تعالى مجده - بروم به سمت مرودشت ، از جهت برداشتن نقشهء تخت جمشيد و امكنهء ديگر كه در اوّل كتاب مفصّلا ، مشروح داشتم . مقارن اينكه اسباب خود را جمع‌آورى نموده ، مصمّم حركت بودم ، قضيه‌اى واقع شد و اسباب نشاط و انبساطى به جهت اهالى فارس روى داد كه بودن در شيراز ، خالى از تماشا و عبرت نبود ؛ لهذا چند روزى توقّف نمودم ؛ پس از انقضاى آن قضيّه ، حركت كرده به اماكنى كه مأمور بودم ، روانه شدم ؛ به تفصيلى كه انشاء اللّه تعالى ذكر خواهد شد : [ قضيّهء واقعه ] : قضيّهء واقعه ، گرفتار شدن رضا خان عرب بود و كشته شدنش . اگر چه ذكر اين وقايع ، ربطى با مطالب اين كتاب ندارد ، ولى از بابت تشكّر اين امر بزرگ ، يعنى رفع شرّ رضا خان نامرحوم را كه آن روان پيكر فتح و كامكارى و پيكر شخص نصرت و جهاندارى ، از سر اهالى فارس - بلكه از ايران - فرمود ، مناسب ديدم كه شمّه‌اى [ را ] از آن به نگارش درآورم : رضا خان : يكى از سركردگان طايفهء عرب كتى « 1 » بود ؛ صاحب قبيله و حشم . چندى بناى شرارت و فساد را گذارده بود ؛ دو سه مرتبه او را دستگير نموده ، آوردند ؛ تهديد « 2 » كردند و رها نمودند ؛ باز ، دست از طغيان برنداشت ؛ فقرهء ديگر به چنگش آورده ، در محبسش زنجير نمودند ؛ نيمه شبى بعضى از خويشان وى ، از پشت بام زنجير خانه ، به ريسمانى او را بالا كشيده و امير زنجير خانه را مقتول ساختند و گريختند . تا سال گذشته بر فساد و شرارت افزوده ، هنگامه‌اى بر پا نمود كه خارج از تحرير است ؛ اجمالا كرورها ، اموال مردم و مال التّجاره و قافله را غارت مىكرد و چنان آتش فتنه‌اى مشتعل نمود كه دودش ؛ چشمهء خورشيد را تيره ساخت ؛ بسا

--> ( 1 ) . به ضمّ كاف عربى و كسر تاء قرشت به ياء حطّى زده ؛ نام قبيله‌اى از اعراب فارس است كه سر حدّ و گرمسير را ملازمند و آنها را « كوتى » به زيادتى واو بعد از حرف اوّل نيز گويند . ( 2 ) . مصدر باب تفعيل ، به معنى ترسانيدن .